اهداف تربیتى امام صادق علیهالسّلام در ارتباط با عنوان بصرى
16تحوّل افكار و پیشرفت سالك، نتیجه تحمل تجلّیات جلالیه پروردگار
اگر لطف او شامل حال بندهای شود، آنقدر او را میچرخاند و مورد امتحان قرار میدهد تا كمكم افكار، تخیلات و احساسات او كاملًا متحوّل و متبدّل گردد، و سالك یكدفعه خود را در عالمی مییابد كه با عوالم ماقبلِ او كاملًا بیگانه است؛ مردم را در افكار سطحی و پوچی كه خود نیز سابقاً در همان مسائل بهسر میبرده، غوطهور میبیند.
برای تحمل این گوشمالیها و عبور از این مقاطع و جلوگیری از بریدن سالك، شواهد و خصوصیات و راههایی وجود دارد كه إنشاءاللَه بیان آن در ذیل كلمات امام صادق علیهالسّلام خواهد آمد.
لزوم عدم توجه سالك به كیفیت مسیر و تمركز بر اصل سلوك
مطلب دیگر اینكه باید برای سالك مسئله بسیار مهم این باشد كه خداوند او را به عبودیت پذیرفته و دارد در این مسیر حركت میكند؛ نه اینكه كیفیت در مسیر چگونهاست. سالك باید خود را عبد پروردگار ببیند و غیر از این موقعیت تقاضایی نداشته باشد و این راه را بهعنوان تنها مسیری كه موصل و مُبلِّغ او به واقع است، بپذیرد. دیر یا زود به مطلوب رسیدن، در دنیا یا در آخرت به مقصد نائل آمدن، و بهدست آوردن یا نیاوردن مشاهدات و خوارق عادات، مطالب پوچ و بیاهمیتی هستند كه برطبقِ علل و معلولاتی انجام میگیرند. مهم آن است كه ما در خیمه امام حسین علیهالسّلام باشیم؛ دیگر اینكه او برای ما چه تصمیم میگیرد، به خودش مربوط است.
توقف در سلوك، نتیجه بیتفاوتی در انجام دستورات
ازطرف دیگر، اشتباه خطرناك عدهای آن است كه با این تفكر، كار را تمامشده فرض میكنند و از عمل به مطالب دست میكشند و نسبت به نتیجه بیتفاوت میشوند؛ این حالت باعث توقف آنها میشود.
درست است كه دغدغه اساسی سالك فقطوفقط سلوك است و تمام فكر و هدف او باید این باشد كه عمر دوروزه خود را به نتیجه و كمال برساند و حیات خود را جهت رشد استعدادها و بهفعلیت درآوردن تهیؤها بهنحو احسن صرف كند، اما نكته اینجاست: حال كه در این مسیر قرار گرفت، مطلب تمام نیست و تازه اول كار است! و این مطلبی است كه ما از آن غافل شدهایم.

