اهداف تربیتى امام صادق علیهالسّلام در ارتباط با عنوان بصرى
15سالك باید چكشخورش خوب باشد!1 و2
اگر پیوسته سالك را بزنند نباید صدا به اعتراض بلند كند و اگر لاجرم آخی هم گفت، دیگر نباید ادامه دهد. بعد از گذشت مدتی، هنگامی كه سالك مورد لطف قرار میگیرد و ترمیم و سرحال میشود، چكش دومِ استادی كه میخواهد او را اصلاح كند بر سرش فرود میآید؛ چراكه با حلوا چیزی نصیب انسان نمیشود و بدون پیشرفت در همان حد باقی میماند.
كلام مرحوم علّامه طهرانی پیرامون لزوم عزم سالك برای طی طریق
مرحوم آقا بارهاوبارها میفرمودند: تا خودتان نخواهید ما كاری نمیتوانیم بكنیم؛ باید خودتان بخواهید.
شخصی امروز صبح برای بنده نقل كردند كه مرحوم والد به ایشان فرموده بودند: این فرزند من سید محمدمحسن هم تا نخواهد من به او نمیدهم!
كلام مرحوم حدّاد پیرامون نقصان طریق بدون بهرهمندی از جلال الهی
استاد نیز نمیتواند بدون ابتلاء و جلوه جلال، كسی را سیر دهد؛ مرحوم آقای حدّاد به مرحوم آقا میفرمودند:
این راه مستلزم ایثار و ازخودگذشتگی است؛ و بعضی از رفقای ما تنبلاند و حاضر برای انفاق و ایثار نیستند، و لذا متوقف میمانند. من برای ملاقات و دیدار آنها زیاد به كاظمین علیهماالسّلام میروم و شبها و روزها میمانم، ولیكن این كافی نیست؛ زیرا در مجالس انس و مذاكرات، پیوسته ذكر جمال میشود و وَجد و نشاطی حاصل میگردد، اما همینكه بخواهم گوشی از كسی بگیرم همه فرار میكنند و كسی باقی نمیماند. و بالاخره بدون جلال كه كار تمام نمیشود؛ و لهذا من متحیرم در كار بسیاری از ایشان. آنگاه با چه لطایفالحیلی و چه رمزهایی كه نه كاسه بشكند و نه دست بسوزد، باید بعضی از اوقات، آنان را وادار به امری خلاف طبع و میلشان بنمایم تا فیالجمله تمكینی پیدا نمایند و راهشان استوار گردد.3
ابتلائات شدید اولیاء الهی در مسیر تكامل
آیا میدانید خداوند چه بر سر مرحوم آقا، مرحوم حدّاد، مرحوم انصاری و مرحوم قاضی آورده است؟! اما نكته مهم این است كه همان ذاتی كه بندهاش را تنبیه میكند، شیرینی بعدش را نیز خود عنایت میفرماید.
- اسرار ملكوت، ج ٢، ص ٣١٤:
« مرحوم حدّاد- رضوان الله عليه- مىفرمودند:" اين اشخاص ما را مىخواهند تا وقتىكه گوشى از آنها نگرفته باشيم، و همينكه بخواهيم گوش آنها را بگيريم صدايشان به آه و فرياد بلند مىشود، و بدون گوش گرفتن هم كه فايدهاى ندارد؛ در اينصورت ديگر فرقى بين اين شخص و ساير افراد باقى نمىماند. و انسان بايد چكشخورش خوب باشد، و هرچه چكشخور آن بيشتر باشد فوايد و بركات تربيت در او بيشتر خواهد شد."» - روح مجرد، ص ٥٥٧:
« افرادى كه استعدادشان در تحمل مشاق و واردات بسيار بود، از آنها تعريف مىنمودند و مىفرمودند:" فلانكس چكشخور خوبى دارد." و اين اصطلاح آهنگرهاست؛ چون بعضى از اقسام آهن سست و بدون موادّ فولادى است و در اثر گداختن زود از بين مىرود و قابل چكشكارى و پتككارى نيست، ولى بعضى از اقسام آهن داراى تركيبات فولادى است و استحكامشان بسيار است، چندين بار متناوباً آنها را در كوره مىگدازند و روى سندان مىنهند و مىكوبند، معذلك استقامت دارد تا آن را به هر شكل و صورت كه مىخواهند، درآورند.» - روح مجرد، ص ٤٨٠.
- اسرار ملكوت، ج ٢، ص ٣١٤:

