اهداف تربیتى امام صادق علیهالسّلام در ارتباط با عنوان بصرى
13در دوران امامت امام حسن علیهالسّلام نیز تفاوتی ندارد و هیچكس دور امام باقی نمیماند.1 همین مردم در روز عاشورا امام حسین را كشتند2 و بعد خودشان با جریان مختار خونخواهی كردند!3 همه اینها بهجهت تخیل و جهل و عدم شناخت امام علیهالسّلام است.
سرّ دورباش زدن امام صادق علیهالسّلام به عنوان بصری
باری، انسان قدر موهبتی را كه راحت بهدست آید، نمیداند و عادی برخورد میكند؛ اما اگر مقداری دورازدسترس باشد، متوجه میشود كه باید بهدنبال درد و سوز برود. برایناساس، امام صادق علیهالسّلام از یك طرف عنوان بصری را پس میزنند و میگویند: «من هم فردی مانند مالكبنانس؛ چرا اینجا آمدی؟! همانطور كه تابهحال به نزد او میرفتی، حالا نیز برو»؛ اما ازطرف دیگر با (اشرِبَ قَلبى مِن حُبِّ جعفرٍ) او را از باطن پیش میكشند. حضرت میخواهند او را آماده كنند تا اگر در آینده به او حرفی بزنند، در جای خودش قرار بگیرد.
عنوان در ابتدا با خود میگفت: مالك روایات پیغمبر را نقل میكند و تابهحال درِ خانه او را میزدیم، جعفر هم با چند واسطه به پیغمبر میرسد و دروغ نمیگوید و آدم خوبی است و حالا درِ خانه جعفر را میزنیم؛ یك مطلب از این میگیریم و یكی از آن! لذا امام صادق علیهالسّلام حدّاقل كاری كه در اینجا میخواهد انجام دهد آن است كه به عنوان بفهماند:
اولًا: ارتباطت را با ما تصحیح كن و بفهم به كجا آمدهای و بدان كه اینجا هركسی را نمیپذیرند. وقتی همه درها را به روی خود بسته دیدی، آنوقت درِ خانه ما بهروی تو باز میشود؛ اگر بیایی ولی اینجا را نیز مانند سایر مكانها بدانی و مثل بقیه مردم وقت مرا بگیری و استفاده نكنی، عِرضِ خود میبری و زحمت ما میداری.4
بگرد و تحقیق كن؛ مالك5 و دیگركسانی را كه بعد از پیغمبر باقی ماندهاند، ببین؛ ابوحنیفه6 را ببین كه چه یالوكوپال و دفترودستكی دارد و چه شهریهای میدهد؛7 وقتی فهمیدی چیزی در چنته آنها نیست، آن موقع میفهمی جعفربنمحمد كیست و چنددرصدی به استحكام و اتقان تو افزوده میشود و مسئله برایت روشن میگردد. تو خودت آمدی و ما برای تو كارت دعوت نفرستادهایم؛ گمان نكنی كه امام صادق میخواهد با جمع كردن افراد، حزب درست كند.
- همان، ج ٢، ص ١٠- ١٥.
- وقعة الطّف، ص ٢٥٠- ٢٥٨.
- الأمالى (طوسى) ص ٢٤٠.
- ديوان حافظ، غزل ٤٥٢:
اى مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توستعِرض خود مىبرى و زحمت ما مىدارى - جهت اطلاع بيشتر پيرامون شخصيت مالكبنانس، رجوع شود به امامشناسى، ج ١٦ و ١٧، ص ٣٨٥- ٣٩٢.
- جهت اطلاع بيشتر پيرامون شخصيت ابوحنيفه، رجوع شود به امامشناسى، ج ١٦ و ١٧، ص ٣٩٣- ٤٨٠.
- اين بزرگواران(!) ازطرف دولت به هركس كه نزد آنان مىرفت در روز عيد قربان و عيد فطر عيدى و در ساير ايام مواجب مىدادند.*
(*) تاريخ بغداد، ج ١٣، ص ٣٥٨.

