توقف نتایج اذكار بر استمرار مراقبه
9پس این «ربِّ زدنی فیکَ تَحَیُّرا» ی پیغمبر چه بود که تا آخر عمر میگفت؟ «خدایا تحیّر مرا زیاد کن!» برای چه تحیّر زیاد بشود؟ تحیّر بهواسطۀ واردات زیاد میشود دیگر. وقتی که من نسبت به یک مسئلهای به آن حدّ تام برسم دیگر تمام حدود و ثغور او را فهمیدم دیگر، پس دیگر تحیّر یعنی چه؟ اینکه تا آخر میگفت: رب زدنی فیک تحیّرًا یعنی چه؟ یعنی مرا در آن علم اطلاقی خودت، هی جلو ببر، مرا متوقف نکن، هرچه علمم نسبت به تو بیشتر بشود، تحیّرم بیشتر میشود، تعجّبم بیشتر میشود، حیرتم زیاد میشود. مرا نسبت به آن قدرت اطلاقی خودت بیشتر آشنا کن! لذا پیغمبر تا زمانی که زنده بود میگفت: ربّ زدنی فیک تحیّرا، وقتی هم از دنیا رفت میگفت: ربّ زدنی فیک تحیّرا، الآن هم که من دارم با شما صحبت میکنم همین الآن پیغمبر دارد میگوید: ربّ زدنی فیک تحیّرا، نه تنها پیغمبر، امام زمان علیه السّلام همین را دارد میگوید. امام زمان در هر لحظه از لحظات عمرش دارد میگوید: ربّ زدنی فیک تحیّرا «تحیّر مرا بیشتر کن» علم مرا نسبت به تو بیشتر کن، بر من بیشتر افاضه کن.
حالا فهمیدیم چرا امام صادق میگوید: لی أورادٌ فی کُلِّ ساعَة مِن آناءِ اللَیلِ والنَّهارِ، فَلا تَشغَلْنی عن وِردی؟ امام صادق که دارد میگوید: لا إله الا الله آن معنایی را قصد نمیکند که ما داریم، ما چه میفهمیم امام چه میگوید، کجا ما میتوانیم بفهمیم، ابدا، هیهات. آن حقیقت توحیدی که امام علیه السّلام، دارد آن حقیقت توحید را دائماً از خدا التماس میکند و آن انکشاف و آن برداشتن پردههای متفاوتی که یکی پس از دیگری دارد برای امام صادق علیه السّلام برداشته میشود اصلاً تصوّرش هم برای ما مستحیل است، تصوّرش هم برای ما محال است. ما نسبت به وضعیّت خودمان، ما نسبت به موقعیّت خودمان، ما نسبت به مرتبۀ خودمان داریم استمداد میکنیم برای مرتبه.... و تمام اینها را داریم از امام علیه السّلام است، همۀ اینها مال امام است، او دارد میآید. آن اسماء کلّیه و اطلاقیّۀ پروردگار، تمسّک به آن اسماء است و استفادۀ از اطلاق آن اسماء و بیانتهایی بودن آن اسماء است که امام علیه السّلام، پیغمبر اکرم، اولیاء تا آخر عمرشان ما مشاهده میکردیم که دائماً در حال ذکر بودند، اینطور نبود که در یک لحظه بگویند ما دیگر نیازی به ذکر نداریم، ما دیگر نیازی به ورد نداریم، ما دیگر نیازی به یاد خدا نداریم. این نیست مگر میشود انسان بینیاز باشد؟ البتّه اذکار مختلف است، مراتبِ توجّه تفاوت پیدا میکند، اوراد اختلاف دارد، در هر مرتبهای ممکن است یک ورد و یک ذکر خاصّ به آن مرتبه باشد. در این مسئله شکّی نیست ولی بینیاز بودن از ذکر، بینیاز بودن از ورد چیست؟ این عین هبوط و عین توقّف و عین ورود در جهل و بستن درهای رحمت بهسوی استعدادهای وجودی و ذاتی شخص است.

