ضرورت استمرار بر اذكار و بهکارگیری آن در زندگى
10بیثمری اذكار الهی در صورت عمل نكردن به حقیقت آن
دعای جوشن دعای كمی نیست؛ دعای جوشن حدیث قدسی و كلام پروردگار بهصورت غیرقرآن است كه بر نفس پیغمبر نازل شده است.1 كسی كه این دعا را میخواند، هزارویك اسم و صفت و علامت از اسامی و اوصاف پروردگار را بیان كرده و معنایش این است كه خود را در تحت پوشش این صفات درآورده است؛ اما صرفاً با ذكر مدام فقرات این دعا كاری انجام نمیشود و چنین افرادی در همین حد میمانند؛ اگر صد سال هر شب ذكر بگویند و روز در بازار، مطب، كارگاه، دكان و درسوبحث طلبگی، آن ذكر شب را پیاده نكنند، هیچ ارزشی بر آن مترتّب نمیشود.
لزوم تمرین و ممارست در امور مادی و معنوی
مسئله لزوم تمرین نفس اختصاص به راه خدا ندارد؛ انسان در تعقیب هر مسئلهای از مسائل دنیوی، به غیر از تمرین نمیتواند به هدف خود برسد؛ تمرین موجب به فعلیت رسیدن استعدادها میشود.
وجه نیاز پیامبران به اسماء و اذكار الهی
بعضی تصور میكنند كه سیروسلوك و حركت در طریق الهی، بهجهت نزول انسان در دنیا و تعلق پیدا كردن به آن است و چون پرده غفلت سراسر وجود انسان را فراگرفته است، این حجابها موجب شده كه بین او و محبوب فاصله بیفتد، و لذا برای طی این فاصله باید مجاهده و مراقبه كند و آن اسماء و صفات الهی را مدّنظر قرار دهد و برطبقِ آن عمل نماید. این مطلب صحیح است و جای بحث دارد، ولی مسئله تمام نیست.
اسماء و صفات الهی كه بهصورت منبسط و مفصل و خروج از اجمال، در این دنیا و عوالم مافوق دنیا كار انجام میدهند، عبارتاند از آثاری كه از ذات الهی در مقام اطلاق نه در مقام محدودیت تراوش یافته و منبعث گردیدهاند.
معنای عالِم بودن خداوند متعال آن است كه علم او در مقام اطلاق است نه در مقام محدودیت و هیچكس حتی رسول اكرم نمیتواند به علم او برسد؛ معنای قادر بودن خداوند آن است كه قدرت او در مقام اطلاق است و هیچكس حتی وجود مقدس ائمه علیهمالسّلام نمیتواند به منتهای آن قدرت كه اثر و زاییده ذات است برسد.
- رجوع شود به مُهَج الدّعوات، ص ٢٢٧.

