ضرورت استمرار بر اذكار و بهکارگیری آن در زندگى
13حكایتی از میزان اهتمام عمادالكتّاب در تمرین خط
ما سابقاً در خدمت خطاط معروف، مرحوم سید حسین میرخانی تعلیم خط میگرفتیم. ایشان كه خطاط بسیار معروفی بود و به اعتقاد بنده از میرعماد بهتر خط مینوشت، در قسمت پایین خیابان سعدی دارالكتابهای داشت كه خطاطها نیز در آنجا رفتوآمد داشتند؛ ما هر هفته سه جلسه و هر جلسه تقریباً دو الی سه ساعت به آن دارالكتابه میرفتیم؛ ایشان از هر دری و هرجایی با ما صحبت میكرد و یك ربع آخر را به ما سرمشق میداد.
برادران میرخانی (سید حسین برادر بزرگتر و سید حسن برادر كوچكتر) هر دو خطاط بودند. دارالكتابه سید حسن روبروی مسجد سپهسالارِ سرچشمه در طبقه بالا قرار داشت و بهیاد دارم كه مرحوم آقا برای چاپ اعلانات مسجد قائم به سید حسن مراجعه میكردند و او آنها را مینوشت. الآن بسیاری از نسخ خطی ایشان راجعبه سوم شعبان، نیمه شعبان و عید غدیر در نزد بنده موجود است. خطّ این دو برادر نیز تقریباً در یك رتبه بود، اما سید حسین در تربیت شاگرد بسیار استادتر بود.
روزی مرحوم سید حسین میرخانی كه مرد پختهای بود و در رشته خود مطالبی داشت، راجعبه اینكه انسان باید اهتمام داشته باشد و بدون اهتمام به جایی نمیرسد صحبت میكرد و میگفت: پدر من سید مرتضی حسینی نیز خطاط معروفی بود. ایشان راجعبه «اهتمام» این داستان را از استادش عمادالكُتّاب1 برای من نقل میكرد و میگفت:
«روز چهارشنبهای بود كه نزد استادم عمادالكتّاب رفتم؛ سرمشقهایی را نوشت و به من گفت:" این مشقها را تمرین كن و روز شنبه بیاور." من نیز در روز پنجشنبه و جمعه با دقت فراوان دو صفحهای نوشتم و بهخیال اینكه زحمت زیادی كشیدهام، روز شنبه تقریباً ساعت نُه به دارالكتابه عمادالكتّاب رفتم.
وقتی رسیدم، دیدم كه ایشان چند نوع قلم روی میز گذاشته و مقدار زیادی ورق از خطهای مختلف سیاهمشق كرده و هنوز مشغول نوشتن است؛ سلام كردم و نشستم.
- عمادالكتّاب همان كسى است كه كتيبههاى مأذنه و گلدستههاى مسجد سپهسالار را نوشته است.

