حقیقت اسماء حُسناى الهى
13بررسی معنای «اسم» و «كلمه» در تعابیر قرآنی
از این موقعیت گاهی به «اسم» و گاهی به «كلمه» تعبیر آورده میشود؛ همانطور كه اسم را به آن واقعیت اطلاق میكنیم و این لفظ را حاكی از آن واقعیت میدانیم، كلمه نیز بدینگونه است. كلمه عبارت است از حقیقتی كه متكلم در مقام ایراد آن حقیقت است.
كلمه در موارد مختلفی از آیات قرآن ذكر شده است: (إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَه وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ)؛1(فَأَنْزَلَ اللَه سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَ كَلِمَةُ اللَه هِيَ الْعُلْيا)؛2(ضَرَبَ اللَه مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ)؛3(وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ).4
كلمه بهمعنای واقعیت و حقیقتی است كه مورد اراده مرید و متكلّم است و میخواهد آن را بیان كند. آن حقیقت گاهی ممكن است مانند آیه اول كه حضرت عیسی را كلمةاللَه میداند وجود و نفس آدمی باشد، و گاهی ممكن است عبارت از مرام و ممشایی باشد؛ آن مرام نیز یا ممشای باطلِ كفار است كه میفرماید: (وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى)، و یا ممشای حقّ صراط مستقیم است كهمیفرماید: (وَ كَلِمَةُ اللَه هِيَ الْعُلْيا). محصل مطلب آنكه هر دو تعبیر اسم و كلمه نشاندهنده واقعیتی است كه آن واقعیت یا در ارتباط با حق مورد لحاظ قرار میگیرد یا در ارتباط با باطل.
عدم امكان سلوك الیاللَه از طرق ابداعی مبتنی بر تخیلات و اوهام
مطالبی كه گذشت پیرامون كلمه «اسماء» بود، اما چرا ما باید بهواسطه اسماء حسنای الهی بهدنبال خدا برویم؟ آیا كارها و تمرینهایی كه دراویش، مرتاضها، هُنود و افرادِ سایر مذاهب و ملل برای تقرب در مسائل عبادیشان انجام میدهند، آنها را به نتیجه میرساند؟ اگر انسان بهدنبال واقعیت میرود و میخواهد معرفةاللَه را كسب كند، باید به لوازم آن واقعیت ملتزم باشد و راهی را برود كه صاحبخانه آن را ارائه میكند و نشان میدهد؛ نه اینكه از طُرُق ابداعی دیگران براساس تخیلات و اوهام عمل نماید.
- سوره نساء (٤) آيه ١٧١. مهر تابان، ص ١٩٧، تعليقه ١:
« جز اين نيست كه مسيح، عيسىبنمريم، رسول خداست و كلمه خداست كه او را به مريم القاء كرده است و روحى از خداست.» - سوره توبه (٩) آيه ٤٠. امامشناسى، ج ١٠، ص ٢٠٨:
« پس خداوند سكينه و آرامش خود را بر پيغمبر فرو فرستاد و او را به لشكريانى كه شما آنها را نديدهايد مؤيّد نمود و كلمه و نداى كافران را پست نمود (كه نتوانستند او را بگيرند و بكشند) و كلمه و نداى خداوند، آن فقط كلمه و نداى بالاست.» - سوره ابراهيم (١٤) آيه ٢٤. امامشناسى، ج ١٦، ص ٢٢٩:
« (اى پيغمبر!) آيا نديدى چگونه خداوند مَثلى را زده است؟! قرار داده است كلمه طيّبه را مانند درخت طيّب كه تنهاش ثابت و شاخهاش در آسمان مىباشد.» - سوره ابراهيم (١٤) آيه ٢٦. امامشناسى، ج ١٨، ص ٢٦٣:
« و مَثَل كلمه خبيثه، همچون درخت خبيثى مىباشد كه از روى زمين از بيخوبُن كنده شده و برآمده است و ثبات و قرارى ندارد.»
- سوره نساء (٤) آيه ١٧١. مهر تابان، ص ١٩٧، تعليقه ١:

