حقیقت اسماء حُسناى الهى
11بنا بر آنچه گذشت اسم «جواد»، «فیاض»، «علیم»، «قدیر»، «رحیم» و «عطوف» همه از اسماء حسنای الهی هستند و اسم عبارت است از كلمهای كه حاكی و نشاندهنده واقعیتی است، و این اسم به لحاظ آن واقعیت، دارای شرافت یا قباحت میشود.
تأثیر الفاظ در نفس بهواسطه معانی ماورای آن
باتوجهبه اینكه هر لفظ و صوتی، دارای طول موج خاصی است كه به پرده گوش میخورد و بهواسطه عصب حالتی را در انسان بهوجود میآورد، پس چرا اگر شخصی كلام خوشحالكنندهای به شما بگوید، خوشحال میشوید و اگر طعنهایبزند و تعریضی كند، متأثّر میشوید؟ پاسخ این است كه خود این صوت بهتنهایی مؤثر نیست و معانی ماورای این صوت كه صوت از آن حكایت میكند، در نفس مؤثر است و گاهی شما را منبسط و گاهی متألّم و منقبض مینماید.
لزوم توجه به حقیقت اسماء الهی در هنگام ذكر
بنابراین، منظور از آیه (وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها) این است كه در ماورای این اسماء، معانی خاصی قرار دارد كه باید خداوند متعال را به آن معانی خواند و آن معانی را مورد نظر قرار داد؛ و الّا ذكر لفظی «یا علیم» و «یا رازق» و «یارحیم» و «یا اللَه» را كفار و منافقین هم میگفتند. حقیقتی كه در ماورای این اذكار وجود دارد، اسماء الهی است و این كلمات، الفاظی حكایتكننده از مرتبهای است كه آن مرتبه نشانه پروردگار است؛ مثلًا حروف قاف و دال و یاء و راء در اسم «قدیر» از حقیقتی حكایت میكند كه آن حقیقت اسمُاللَه است.
تعبیر روایات از ائمه علیهم السّلام به اسماء حسنای الهی
برایناساس است كه در روایات از (وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى) تعبیر به ائمه علیهمالسّلام شده است.1 معنای (وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها) آن است كه ائمه علیهمالسّلام نشانههای قدرت و علم پروردگارند! اگر فردی بخواهد علم خدا را بیابد، باید به سراغ حضرت بقیةاللَه ارواحنا فداه برود كه مظهر اسماءاللَه است، نه امثال بنده كه به اندازه یك مورچه هم علم ندارند؛ اگر شخصی بخواهد قدرت پروردگار را دریابد، باید به سراغ امیرالمؤمنینی برود كه خورشید را جابهجا میكند،2 و3 نه بنیآدمی كه قدرت برداشتن یك وزنه دویستكیلویی را نیز ندارد. اگر كسی بخواهد قدرت خدا را ببیند، به سراغ پیغمبری برود كه با یك اشاره ماه را دونیم میكند و نیمی را در سر جای خود نگه میدارد و نیمِ دیگر را هفت شوط به دور كعبه طواف میدهد و بعد به نیمِ دیگر میچسباند.4 اگر دست ما مستقیماً به او نمیرسد، حدّاقل براساس (وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ)5 به سراغ پیغمبری برویم كه چنین قدرتی دارد.
- الكافى، ج ١، ص ١٤٣:
« عن معاويةَ بنِ عمّارٍ، عن أبى عبدِ اللهِ عليهِ السّلامُ فى قَولِ اللهِ عزَّ و جلَّ:﴿ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها﴾ قالَ:" نحنُ و اللهِ الأسماءُ الحُسنَى الّتى لا يقبَلُ اللهُ مِنَ العِبادِ عَمَلًا إلّا بِمَعرفتِنا."»
معادشناسى، ج ٤، ص ٢٤٣:
« معاويةبنعمّار از حضرت صادق عليهالسّلام حديث مىكند كه در قول خداى عزّوجلّ: و از براى خداست اسماء حُسنى؛ پس خدا را به آن اسماء بخوانيد حضرت فرمود:" سوگند بهخدا كه ما اسماء حُسنى هستيم، آنچنان اسمائى كه خداوند از بندگانش هيچ عملى را قبول نمىكند، مگر به معرفت ما."» - مسجد ردُّالشّمسِ مدينه مكانى است كه اميرالمؤمنين عليهالسّلام از آنجا با اشارهاى خورشيد را پس از غروب برگرداندند و نماز عصر را كه نخوانده بودند، ادا نمودند.
- الكافى، ج ٤، ص ٥٦١؛ الإرشاد، ج ١، ص ٣٤٥؛ وقعة صفين، ص ١٣٥.
- مناقب آل ابىطالب، ج ١، ص ١٢٢.
- سوره مائده (٥) آيه ٣٥. معادشناسى، ج ٩، ص ١٢٩:
« و بهسوى پروردگار، وسيلهاى بجوييد.»
- الكافى، ج ١، ص ١٤٣:

