اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت ذكر در عین اشتغال به امور دنیوى‏

0
عنوان بصری
ورد و ذکر

ضرورت ذكر در عین اشتغال به امور دنیوى‏

13
  • بنابراین، شرط اول سلوك این است كه انسان ذكر و فكر و تهجّد و عبادت را همراه با اشتغالش در این دنیا قرار دهد.

  • گاهی افرادی مراجعه می‌كنند و می‌گویند: «ما اشتغالی داریم كه مانع می‌شود قرآن بخوانیم؛ و یا باید چه كنیم تا بتوانیم برای صبح بلند شویم؟» این مسائل ساده و عادی پرسیدن ندارد؛ فرضاً انسان باید شب غذای سبك بخورد و زودتر بخوابد تا بتواند بیدار شود.

  • احساس بی‌نیازی معنوی، بزرگ‌ترین مرض روحی‌

  • اما مطلب قابل توجه این است كه چرا وقتی یك مرض و ناراحتی جدی و خطرناك برای او پیش می‌آید، این مطالب و سؤالات را در میان نمی‌گذارد و نمی‌گوید: «هفته دیگر خدمت آقا می‌رسیم و سلامی خدمتشان عرض می‌كنیم و می‌گوییم آقا دلِ ما درد گرفته است، آیا صلاح می‌دانید به پزشك مراجعه كنیم یا نه؟!» شخص در آن موقعیت فقط می‌گوید: «برویم به دردمان برسیم!» و دیگر نه تلفن یادش می‌آید، نه اینكه چنین آقایی وجود دارد. اگر انسان با اهتمام حركت كند، جریانات خودبه‌خود بر وفق مراد پیش می‌آید و دیگر نیازی به سؤال و صحبت و امثال‌ذلك نیست.1

  • چرا انسان مسائل و دردهای خود را با صداقت مطرح نكند؟! مثلًا بعضی‌می‌گویند: «آقا چه كار كنیم تا در درونمان احساس نیاز به‌وجود آید؟» بنده چه باید عرض كنم؟! این احساس بی‌نیازی بالاترین مرض است و چیزی نیست كه من بگویم فلان دعا را بخوان تا احساس نیازت بیشتر شود؛ وقتی درد داشته باشی، دنبال دارو می‌روی.

  • تفكر و تأمل در فقر، درمانگر توهّم بی‌نیازی انسان‌

  • احساس درد، به تأمل و تفكر برمی‌گردد؛ تأمل در بدبختی‌ها، بیچارگی‌ها، گرفتاری‌ها، مسائلی كه در پیش داریم و عمری كه دیگر از ما باقی نمانده است. وقتی انسان این مطالب را مدّنظر قرار می‌دهد، دیگر باید كاه خورده باشد كه در خودش دردی احساس نكند! اطلاع بر موقعیت خود یعنی رسیدن به درد و به‌دنبال درمان گشتن؛ كسی كه چنین حالتی پیدا كرد دیگر نمی‌گوید: «حالا ببینم قضیه چگونه خواهد شد»؛ بلكه چنین فردی خود را به هر وضعیتی می‌اندازد تا به آن نتیجه مطلوب برسد.

    1. مثنوى معنوى، دفتر سوم:
      هركجا دردى، دوا آنجا رود *** هركجا فقرى، نوا آنجا رود
      هركجا مشكل، جواب آنجا رود *** هر كجا كشتى است آب آنجا رود
      آب كم جو، تشنگى آور به‌دست *** ‌تا بجوشد آبت از بالا و پست‌
      تا«سَقاهُمْ رَبُّهُ» آيد خطاب *** ‌تشنه باش ‌«اللَّهُ أَعْلَمُ بِالصَّواب»‌
      (محقق)