ضرورت ذكر در عین اشتغال به امور دنیوى
12این چه مصیبتی است؟! چه جریانات و مسائلی در این بیوت میگذرد كه جرئت نمیكنند یك نفر از خارج بیاید و در چنین محیطی ساكن شود؟! آنوقت همین آقا به مرحوم كمپانی اعتراض میكند و میگوید:
این كارهایی كه اینها میكنند كارهای درویشی و صوفیانه است. روحانی وظیفه ابلاغ و تبلیغ دارد و باید در اجتماع باشد؛ مگر به انسان چه میدهند كه به سجده رود و ذكر بگوید؟!
آخر ای احمق، تو اصلًا فهم لذت و حلاوتی را كه این بزرگ با این اذكار میچشد نداری كه بخواهی بهدنبالش بروی! لذت تو در دوبههمزدن، تهمت زدن، اختلاف انداختن و نسبت به كسی كه میخواهد سرش به راه و كار خودش باشد متعرّض شدن و تیشه به ریشه اسلام زدن است.
استیحاش علّامه طباطبایی از ارتباط با علمای ظاهر
به علّامه طباطبایی اعتراض میكردند كه چرا وقتی ایشان برای درس بیرون میآید سرش را پایین میاندازد و به كسی نگاه نمیكند؛1 علّامه همین مسائل را از امثال شما میبیند كه دیگر به شما اعتناء نمیكند و با شما ارتباط برقرار نمیسازد.
ما باید به خداوند التماس كنیم و از او بخواهیم كه وقتی قرار است روزگار انسان به مسائلی بگذرد، آن مسائل را مقرِّب خودش قرار دهد. زمان میآید و میگذرد؛ اگر انسان این شبانهروز را به غیبت بگذراند، میگذرد، و اگر هم به ذكر خدا و مسائلی مقرِّب و در راستای انجام تكلیف است، بگذراند، باز هم میگذرد.
بیستوچهار ساعت ما همان بیستوچهار ساعتی است كه بر زید میگذرد؛ هیچ فرقی بین آن دو نیست و به اندازه یك ثانیه هم به یكی كمتر از بقیه نمیدهند. آنوقت باید بعد از یك شبانهروز نگاه كرد كه در پرونده ما چه گناهانی نوشته شدهو در پرونده جناب زید چه مطالب و مسائلی ثبت شده است؛ درحالیكه امروز گذشته و دیگر پروندهاش بسته شده و پرونده فردا نیز مربوط به بعد است.
توأم بودن اذكار و عبادیات با اشتغالات روزمره، شرط اول سلوك
- آيين رستگارى، ص ١٦١.

