ضرورت ذكر در عین اشتغال به امور دنیوى
11اگر قرار باشد ذكر گفتن و سر به سجده گذاشتن انسان را جزء صوفیه كند، پس موسیبنجعفر كه از صبح تا هنگام ظهر سر به سجده میگذاشت و بعد از نماز ظهرش دوباره تا هنگام غروب به سجده میرفت، رئیس متصوّفه است!
تمسخر اهل ذكر بهجهت عجز اهل ظاهر از ورود در راه خدا
تمام این حرفها بهخاطر فرار از مسئولیت است؛ فرد نمیتواند خود را در این وادی قرار دهد، به دیگران طعن میزند؛ عُرضه ندارد در این راه قدم بگذارد، آنوقت از دیگران اشكال میگیرد.
روزی ما به محلی رفته بودیم كه عدهای فقیر در آنجا بودند؛ من به رفقا گفتم اینها واقعاً نیازمندند هركس میتواند، به افرادی كه اینجا هستند كمك كند؛ دوستان هم بدون مضایقه كمك میكردند. یكی از افراد دست در جیبش نمیكرد و به بقیه هم اعتراض میكرد كه با این كارتان گدا زیاد میكنید.
اینگونه افراد خود را در این مسائل وارد نمیكنند و در عوض وقتشان را به تهمت و غیبت و اینكه فلانكس چه كرد و چه خواهد كرد سپری میكنند. گویا این افكار كه چطور پشتسر فلان شخص نامه بفرستیم و دوبههمزنی كنیم و چه راههایی را ببندیم، جزء وظایف و واجبات است!
حكایت عجیب علّامه طهرانی از برخی از علمای نجف
مرحوم آقا میفرمودند:
من در مجلسی در نجف بودم كه بین دو نفر دعوا شد و با گوش خود شنیدم كه فردی از بیت یكی از آقایان به رفیقش میگفت: «چرا فلان شخص (آقای حاج عبدالرّزاق كرمانشاهی) را از كرمانشاه به نجف آوردی و در این بیت اسكان دادی و پیش فلان شخص بردی؟! این افراد را كه به نجف میآورند باید چند روزی نگه داشت و بیرون كرد؛ زیرا اینان اگر در نجف بمانند و از حقیقت افكار و اخلاق بعضی اطلاع پیدا كنند و قضایای بیت را ببینند، بعد كه به بلاد خود میروند برای دیگران تعریف میكنند و دیگر راه وجوهاتبسته میشود.»1
- سالك آگاه، ج ١، ص ٥٧.

