تأثیر ذكر در قطع تعلق از شئون دنیا
15مفهومی دقیق از عالم دنیا
باتوجهبه این نكته، دنیا از آنچه ما تصور میكنیم مفهوم گستردهتری پیدا میكند. برحسب این تعریف، دنیا عبارت است از: «انصراف انسان از حق به غیر حق؛ انصراف از عالم توحید به عالم كثرت»؛ و این انصراف منحصر به عالم ماده نیست و ممكن است در عوالم دیگر نیز وجود داشته باشد. چهبسا امكان دارد كه انسان در مرتبه عالم برزخ و مثال باشد، و صُوَر مثالیه و جمالیه او را از توجه به ذات حق منصرف كنند؛ پس این هم دنیاست و هیچ تفاوتی با مظاهر عالم ماده ندارد.
ممكن است توجه به صور جمالیه حورالعین و مناظر عجیب و لطیف در آن عوالم، انسان را به دیدن همان صور دلخوش كند و از راه و هدف خود و رسیدن به حق مانع شود. بنابراین، دنیا فقط این كره زمین و نعمتهای موجود در آن نیست؛ هرچه موجب انصراف انسان از توحید شود دنیاست، گرچه جبرئیل امین و قوای عقلیه و مجرده باشد؛ چراكه حق و آن علت موجِدهای كه آنها را خلق كرده است در ماورای آنها وجود دارد.
كلام حضرت حاج سید هاشم حدّاد در بحث از عظمت جبرائیل
مرحوم آقا قدّس اللَه سرّه نقل میكردند كه:
روزی به اتفاق مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه علیه و سایر رفقا و احبّه در منزل یكی از دوستان در كاظمین جمع بودیم؛ صحبت از عروج مقام حضرت جبرائیل به عالم وحی و كیفیت نزول آن به قلوب انبیاء و رسل الهی و انتقال حقایق علمی از حقیقت كلّیه آن به نفوس جزئیه بشریه و قدرت و قوّت و اشراف او بر همه علوم و صُوَر كلّیه و جزئیه حقیقت علمیه حضرت حق جلّوعلا بود، و در این زمینه هركس مطابق با فهم و ادراك خود مطلب را بسط و گسترش داده و اعجاب خود را از این مسئله ابراز میداشت. مرحوم حدّاد كه مدتی ساكت نشسته و این كلمات را گوش میكردند، پس از مدتیسر برداشتند و با لحنی جدی كه حكایت از حقیقتی بس شگفت و عمیق و عالی و راقی میكرد، فرمودند: «این چه بحثی است كه شما دارید از علوّ درجات و مقامات و سعه وجودی حضرت جبرائیل میكنید؟! ما در مقام و مرتبهای هستیم كه ابداً جبرائیل را قدرت و قوّت بر تصور آن مقام و حقایقِ وجودی آنجا نیست، و چرا خود را متوقف بر صعود و نزول ملائكه نمودهاید؟! بیایید ببینید كه بالاتر از آن چه خبر است! جایی كه هزارها مانند جبرائیل قدرت بر وصول به آن را ندارند و در مادون آن مقام متوقف میمانند. سالك كه نباید خود را به مادونِ ذات تنزل دهد و از اشراب ماء مَعینِ آن حقیقت خود را محروم نماید و به حقایقی مادونِ حقیقت خود كه همان ذات حضرت حق است خود را سرگردم نماید و عمر خود را بیهوده بگذراند.»1
- اسرار ملكوت، ج ٢، ص ١٧٥.

