تأثیر ذكر در قطع تعلق از شئون دنیا
9آن آیات چیست؟ تمامی موجودات و حوادث عالم، آیات الهی هستند: اینكه میبینیم جوان رشیدی كه میتوانست سیصدكیلو بار را بردارد، ناگهان بهحال مرگ میافتد و قدرت تكاندادن دستش را ندارد، آیه الهی است؛ اینكه ناگاه مانعی در جلوی راه ما پدید میآید و هرچه سعی میكنیم آن را برطرف كنیم نمیتوانیم، آیه الهی است؛ اینكه شخصی درس میخواند و علّامه دهر میشود ولی یكمرتبه بهنحوی فراموشی و نسیان برای او پدید میآید كه واقعاً دست چپ را از راست نمیشناسد، آیه الهی است؛ اینكه انسان برای رسیدن به مطلوب خود تمام راهها را بر روی خود بسته میبیند ولی ناگهان مِنحیثُلایحتسب دری بهسوی او باز میشود كه اصلًا پیشبینی آن را نمیكرده است، از آیات و نشانههای خداوند است.
بنابراین، معنای (حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ) آن است كه ای نابینایان و ای كسانی كه چشم خود را بر حق بستهاید و فقط به ظاهر نگاه میكنید، ای كسانی كه قدرت و مشیت را فقط در ظواهر میبینید و ای كسانی كه حقایق اشیاء را فقط در همین صُوَر ظاهریه مشاهده میكنید، بدانید كه در ماورای این ظواهر یك باطن وحقیقت و جنبه ربطی نیز وجود دارد.
نابود شدن مستكبران، یكی از آیات الهی
آیا آن دادوفریادها و منممنمهای فلان آقا را ندیدید كه چطور با یك برگه كاغذ نقش زمین شد؟! آیا آن آقایی را كه در پشت میكروفون هرچه میخواست میگفت و ادعا میكرد، ندیدید كه چطور یكمرتبه از خواب بیدار شد و دید دیگر نه دیری مانده است و نه دیاری؟! آیا آن اعلیحضرت گفتنها و بیاوبروها و امرونهیها را در زمان طاغوت ندیدهاید؟!
شاه سابق چنان با تفرعن و تبختر و انانیت صحبت میكرد كه گویی نهتنها ایران، بلكه تمام كره زمین از آن اوست و زمام عالم هستی را در دست گرفته است: «ما اینطور میگوییم! اراده و مشیت ما بر این تعلق گرفته است!» ولی روزگارش به جایی رسید كه هرچه التماس میكرد، حتی یك كشور هم او و خانوادهاش را قبول نمیكرد.1 اگر این قضایا را برای ما نقل میكردند، ممكن بود در آن تردید كنیم؛ اما اینها همان آیاتی است كه ما بهچشم خود مشاهده كردهایم. خداوند این آیات را نشان میدهد تا اینكه (يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ)؛ «روشن شود كه حق و اراده و مشیت الهی چیز دیگری است.»
- رجوع شود به پس از سقوط، ص ١٦٥.

