تأثیر ذكر در قطع تعلق از شئون دنیا
22آخر بهجای آنكه دائماً بگویید: خلیج عربی و فارسی، هر دو را كنار بگذارید و بگویید: خلیج اسلامی و كار را بر خودتان راحت كنید. امروز ما هم همان كاری را میكنیم كه شاه در زمان گذشته میكرد. استعمارگران و دشمنان نقطهضعف خوبی را از ما فهمیده بودند؛ وقتی میدیدند اوضاع تاحدودی آرام است و روابط بهطور نسبی حسنه است، تحریك میكردند و یكی میگفت: «الخليج العربى!» و آنوقت فوراً به اعلیحضرت برمیخورد كه چرا به خلیج فارس، خلیج عربی گفته شده است و بنابراین باید روابط را قطع كنیم و سفارتها را ببندیم. چقدر اختلافات بهوجود میآمد، این ملت بیچاره گیر خلیج عربی و فارسی میافتادند كه اگر روابط قطع شود چه خواهد شد.
آخر ای بنده خدا، اینها شما را بازی میدهند، چرا نمیفهمید؟! اصلًا بگویید: خلیج عربی را در محدوده دریایی شما قبول داریم (همانطور كه اراضی هر كشور حدود مشخصی دارد، دریاها نیز مرزهایی دارند) ولی نام محدوده مرز دریایی ما خلیج اسلامی است؛ این بهترین واژه و لغتی است كه دیگر مورد اعتراض واقع نخواهد شد. شاه با همین كلمه خلیج فارس بر سر مردم بازی درآورد و امروز نیز همین اوضاع در جریان است. بهجای خلیج فارس و خلیج عرب بگویید: الخليج الاسلامى و دیگر كار را تمام كنید؛ و الّا ما را جزء اجانب بهحساب میآورند!
اسلام میگوید: هركس كه اقرار و اعتراف به «أشهَد أن لا إلهَ إلّا اللَه و أشهَد أنَّ مُحمّدًا رسولُ اللَه» كند، او جزء مواطنون است. هموطن و همشهری به كسی میگویند كه شهادتین را بگوید؛ بنابراین میان تُرك، انگلیسی، اسپانیولی، اردو، چینی، عرب، عجم، فرانسوی و آلمانی هیچ تفاوتی وجود ندارد؛ همه اینها كثرات و تخیلات است. وقتی آنها چشم، گوش، ابرو، بینی و دست و پایی را دارند كه تو هم داری، پس چیزی جز تخیل و مَجاز و نفهمی و جهالت بین شما جدایی نینداخته است.

