تأثیر ذكر در قطع تعلق از شئون دنیا
19افتخار شاهنامه فردوسی به نیاكانی پلید
شما شاهنامه فردوسی را بخوانید و ببینید كه آنها یكمشت آدمهای زنبازِ عرقخورِ قلدر و امثال اینها بودهاند. آخر شما از اسفندیار كه سر تا پایش به یكجو نمیارزد و یا از جنابِ رستمِ دستانِ غولپیكر با آن تاج و یالوكوپال و وضعیت، و یا از بهمن و توران، حتی یك كلام حكیمانه در كتابها سراغ دارید؟!
سراسر وجود بنده از اینكه بخواهم خود را به چنین نیاكانی نسبت دهم بیزار است! صدهزارسال نمیخواهم كه نیاكان من افرادی مثل رستم و اسفندیار باشند!
نقدی بر شاهنامه فردوسی
بنده بیستسال پیش یك نسخه از شاهنامه فردوسی را تهیه كردهام كه تا الآن هروقت خواستم آن را مطالعه كنم، حیفم آمد كه بهجای روایات ائمه، صفحهای از آن را بخوانم.1
در شاهنامه میگوید:
چنین گفت رستم به اسفندیار *** كه كردار مانَد ز ما یادگار كنون داده باش و بشنو سخن *** از این نامبردار مرد كهن اگر من نرفتی به مازندران *** به گردن برآورده گرز گران2 تا آخر این داستان مسخره، فقط بگیروببند و بزنوبكوب است.
زبان عربی زبان قرآن و كاملترین و قویترین زبان دنیا
و یا میگوید:
بسی رنج بردم در این سالسی *** عجم زنده كردم بدین پارسی شما غلط كردید كه عجم زنده كردید بدین پارسی! زبان قرآن را كنار گذاشتید و عجم زنده كردید؟! بهترین زبان در دنیا، زبانعربی است كه بهترین و كاملترین كنایات و اشارات و لطائف را دارد؛ قویترین زبان از نظر منطق و بیان و قانون، زبان عربی است.3 و4 مگر زبان فارسی چه گُلی بر سر ما زده و چه امتیازی برای ما داشته كه اگر آن را ترویج نكنیم آسمان بر زمین میآید؟!5
شما به الفاظی كه امروزه تحت عنوان عربیزدایی ازطرف فرهنگستان و غیره متداول شده است نگاه كنید كه چقدر واقعاً بیمحتوا، سخیف، بیپایه و خالی از ذوق سلیم است؛ بهجای «اجتماعات» «گردهمایی»، بهجای «تظاهرات» «همایش»، بهجای «وسایل ارتباطات جمعی» «رسانههای گروهی» را وضع كردهاند. جدّاً وقتی این تعابیر را میخوانم باید به كتب لغت مراجعه كنم تا به معانی این الفاظ بیمحتوا پی ببرم. آخر چه دردی دارید؟! مگر این كلمات بسیار شیوا و فصیح زبان عربی چه عیبی داشتند كه شما اینها را عوض میكنید و از این واژههای زشت و مسخره استفاده میكنید؟! چه نتیجهای بر این كار مترتّب میشود و چه چیزی بهدست میآورید؟! مگر مردم در بیان مطالب خود لغت كم آوردهاند كه شما دائماً واژه جعل میكنید؟! مگر مردمی كه با بهترین شیوه با یكدیگر صحبت میكردند، درمانده بودند كه شما با این واژههای جعلی به دادرسی آنها آمدید؟!
- جهت اطلاع بيشتر پيرامون احوالات فردوسى، رجوع شود به مطلع انوار، ج ١١، ص ١٨٤، تعليقه ٢.
- شاهنامه فردوسى.
- نور ملكوت قرآن، ج ٤، ص ١٦٥، تعليقه ١:
« خصال صدوق با سند متصل خود روايت مىكند از حضرت صادق عليهالسّلام كه فرمود:" تَعلَّموا العربية، فإنّها كلامُ اللهِ الّذى يكلِّمُ بِه خَلقَه؛ و نَظِّفوا الماضِغَين؛ و بَلِّغوا بِالخَواتيمِ؛ عربيت را ياد بگيريد، زيرا آن كلام خداست كه بدانوسيله با خلق خود تكلّم مىكند؛ و دندانهاى خود را نظيف كنيد؛ و انگشترى را تا آخر انگشت فروبريد!"» - علل الشرائع، ج ١، ص ١٢٦:
«عن جعفرِ بنِ محمّدٍ عن أبيه عليهمُ السّلامُ، قالَ:" ما أنزَلَ اللهُ تعالى كتابًا و لا وحيًا إلّا بالعربيّةِ؛ فكان يقَعُ فى مَسامِعِ الأنبياءِ عليهمُ السّلامُ بِألسِنَةِ قَومِهِم و كانَ يقَعُ فى مَسامِعِ نبيِّنا بِالعربيّة."»
ترجمه:« امام جعفر صادق عليه السّلام از پدرشان نقل مىكنند كه فرمود:" خداوند تعالى هيچ كتاب و وحىاى نازل ننمود مگر به زبان عربى؛ پس در پيغمبران گذشته عليهمالسّلام وحى با زبان قومشان به گوش آنها مىرسيد، و با زبان عربى به سمع پيامبر ما وارد مىگشت.» (محقق)
الخصال، ج ١، ص ٢٥٨:
« عن أبى عبدِ اللهِ عليه السّلامُ، قالَ:" تعلَّموا العربيّة فإنّها كلامُ اللهِ الّذى كَلَّمَ به خَلقَه."»
ترجمه:« عربى را بياموزيد، زيرا كلام خداوند است كه با آن با مخلوقات خود تكلم نموده است.» (محقق)
عيون أخبار الرّضا عليه السّلام، ج ١، ص ٢٤٦:
« [فى خبرِ الشّامى عن أميرِ المؤمنينَ عليهِ السّلامُ] ... سَألَهُ عن كلامِ أهلِ الجنّةِ، فقالَ:" كلامُ أهلِ الجنّةِ بِالعربيّة." و سَألَهُ عن كلامِ أهلِ النّارِ، فقالَ:" بِالمَجوسيّة."»
ترجمه:« در خبر شامى از اميرالمؤمنين عليه السّلام آمده است كه از آن حضرت راجع به كلام اهل بهشت سؤال نمود، حضرت فرمود:" كلام اهل بهشت به زبان عربى است." و نيز از كلام اهل آتش سؤال كرد، فرمود:" به زبان مجوسى است."» (محقق) - جهت اطلاع بيشتر پيرامون تأثير زبان عربى در گسترش ذهن و قريحه رجوع شود به نور ملكوت قرآن، ج ٤، ص ١٧٤.

