تأثیر ذكر در قطع تعلق از شئون دنیا
18بیثمر بودن بحث پیرامون ملیت سید جمالالدین اسدآبادی
امروزه درموردِ سید جمالالدّین بین افغانیها و ایرانیها نزاع است و هر دو میگویند: «او از ماست!» اصلًا ما فرض میكنیم سید جمال هندی است؛ ایرانی بودن او چه نفعی بهحال ما دارد؟! مگر جمالالدّین افغانی كه اساساً معلوم نیست در چه وضعی بهسر میبرده و حتی بعضی میگویند فراماسونر بوده است1 كیست و چه تاجی بر سر ما زده كه اینقدر بر سرش دعوا میكنید و بر سروسینه میزنید و كنفرانس تشكیلمیدهید كه آیا او افغانی، اسدآبادی همدانی، یا بوركینافاسویی است؟!2
تمام شرف ما به چهاردهمعصوم است
تمام شرف ما به این چهاردهمعصوم است كه از اول خلقت تا آخر عالم مثلومانندی برای آنها نیست؛ آخر سید جمال افغانی كیست؟! چقدر این مردم گیجاند و تا چه اندازه ما بدبختیم!
افتخار مولانا و حافظ به خاكساری ائمه علیهمالسّلام
میگویند مولانا و حافظ از ما ایرانیان هستند، درحالیكه تمام افتخار مولانا و حافظ به این است كه خاك درِ خانه امیرالمؤمنین و امام مجتبی و امام سجاد علیهمالسّلام را سرمه چشمانشان كنند. تمام مطالب مثنوی كه واقعاً در میان كتب بزرگان و اولیاء در نوع خود بینظیر است از مكتب امیرالمؤمنین علیهالسّلام جمع و استخراج شده و مولانا این مطالب را از نزد خود نیاورده است؛ حال چرا ما باید او را چون چماقی بر سر عربها بزنیم و بگوییم كه ما مولانا داریم؟! آخر ای احمق! مولانا ننگ دارد از اینكه تو اسمش را ببری! حافظ ننگش میآید كه به تو نگاه كند و از درون قبر فریاد میزند كه تمام افتخار و مباهات من به آن رسول امّی و آن امیرالمؤمنین و ائمه علیهمالسّلام است كه همه عرب بودهاند.
افتخار به ملّیگرایی همان تكاثر است
این تكاثرطلبی كه ما دارای ملیت ایرانی، فرهنگ و زبان فارسی هستیم و باید فرهنگ نیاكانمان را حفظ كنیم، در میان ما نفوذ كرده و جاافتاده است؛ مگر این نیاكان جز مُشتی انسانهای عرقخورِ زنباز بودهاند؟!
- فراموشخانه و فراماسونرى در ايران، ج ١، ص ٣٥٩.
- رجوع شود به نور ملكوت قرآن، ج ٣، ص ١٥٩، تعليقه ٢؛ مطلع انوار، ج ٣، ص ٢٦٦.

