تأثیر ذكر در قطع تعلق از شئون دنیا
12آری، این حكایت نیز از آیاتی است كه میفرماید: (سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ)1 اینها همه موجب عبرت ماست!
حكایت عبرتآموز شمشیر متوكل، خلیفه عبّاسی
در تاریخ درباره متوكل، خلیفه عباسی آمده است: روزی متوكل در میان ندیمان و اطرافیان خود نشسته بود و درباره كیفیت شمشیر و اینكه در كجا شمشیر بهتری میسازند با آنان صحبت میكرد. یكی از آنها گفت: «در نزد مردی از اهل بصره شمشیری هندی هست كه هیچ نظیری ندارد و مانند آن دیده نشده است.»2 و خصوصیات آن شمشیر را شرح داد.
متوكل از حرفهای او به هوس افتاد كه این شمشیر را بهدست آورد؛ لذا شخصی را بهدنبال تهیه آن فرستاد تا اینكه آن را در یمن یافتند و به بهای گزافی خریدند.
این شمشیر بینظیر را به سامرّا، پایتخت متوكل آوردند، و همه بهدور آن جمع شدند و از صیقل و تیزی و استحكام آن تعجب كردند و سرانجام رأی متوكل بر این تعلق گرفت كه این شمشیر را یكی از غلامان خاصّ او بهنام «باغر تركی» بهدست بگیرد و بالای سر او بایستد و با آن فقطوفقط از متوكل حراست كند. گرچه مقرر شد كه وقتی متوكل بر تخت نشسته است، آن غلام با این شمشیر از او مواظبت كند، ولی از آیات خدا اینكه این شمشیر فرود نیامد، مگر بر سر خود متوكل!3
این قضیه جریان مفصّلی دارد؛ خلاصه آنكه متوكل در مجلسی به امیرالمؤمنین علیهالسّلام اهانت كرد و پسرش گرچه شیعه نبود، ولی محبّ امیرالمؤمنین بود و نتوانست تحمل كند و به پدرش اعتراض كرد. متوكّل نیز به او فحاشی كرد و او كینه پدر را به دل گرفت؛4 نهایتاً با همدستی چند تن دیگر بر سر متوكل ریختند و با همان شمشیر او را قطعهقطعه كردند.5
خداوند میفرماید ما در این دنیا آیات و نشانههای خود را دائماً به مردم نشان میدهیم تا آن حقّ و جنبه ربطی و باطنی كه در ماورای این عالم خلق است، روشن شود. اگر شخصی عقلش را بهكار بیندازد و چشمش را باز كند، آیات و نشانهها را در زمین و زمان میبیند و عبرت میگیرد؛ اما چون ما چشمان خود را بستهایم، آن جنبه ربطی در ماوراء را مشاهده نمیكنیم.
- سوره فصّلت (٤١) آيه ٥٣. اللهشناسى، ج ١، ص ٧٩:
« بهزودى ما آيات خودمان را به ايشان در موجودات نواحى جهان و در وجود خودشان نشان خواهيم داد تا براى آنان روشن شود كه نشاندادهشده (آيهاى كه نشان ماست) حق است.» - سابقاً براى ساخت سلاح از آلياژهاى خاص استفاده مىكردند و شمشير را بهنحوى آب مىدادند كه چنين استفادههايى داشته باشد؛ اين از مسائلى است كه امروزه ديگر متروك شده است.
- مروج الذّهب، ج ٤، ص ٣٦.
- الكامل (ابناثير) ج ٧، ص ٥٥.
- مروج الذّهب، ج ٤، ص ٣٦.
- سوره فصّلت (٤١) آيه ٥٣. اللهشناسى، ج ١، ص ٧٩:

