تأثیر ذكر در قطع تعلق از شئون دنیا
10آیات الهی در سرنوشت شوم خسروپرویز
در تاریخ راجعبه نامه پیغمبر اكرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم برای خسروپرویز آمده است:
وقتی نامه رسول خدا توسط عبداللَهبنحُذافه به دربار خسروپرویز رسید، بهاو خبر دادند كه مرد عربی آمده و نامهای دارد؛ خسروپرویز كه بسیار متكبر و مغرور بود، گفت: درهرصورت او را برای تفنّن هم كه شده است حاضر كنید تا ببینیم چه میگوید. عبداللَهبنحذافه را آوردند و نامه را به مترجم دادند تا آن را ترجمه كند. رسول خدا در آن نامه نوشته بودند:
بِسم اللَه الرّحمن الرّحيم
مِن محمّدٍ رسولِ اللَه، إلى كسرى عَظيمِ فارسَ. سلامٌ على مَنِ اتَّبَعَ الهُدى و آمَنَ بِاللَه و رَسولِهِ و شَهِدَ أن لا إلهَ الّا اللَه وحدَهُ لا شريكَ لَه و أنَّ مُحمَّدًا عبدُهُ و رسولُه و أدعوكَ بِداعيَةِ اللَه عَزَّ وَ جَلَّ؛ فإنّى أنا رسولُ اللَه إلَى النّاسِ كافَّةً لِأُنذِرَ (مَنْ كانَ حَيًّا وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكافِرِينَ)1.فأَسلِم تَسلَم؛ فإن أبَيتَ فإنَّ إثمَ المَجوسِ عليك.2و3
خسروپرویز نگذاشت او نامه را تا آخر ترجمه كند؛ نامه را پاره و لگدمال كرد و گفت: «چرا این مرد عرب كه بنده من است نام خود را بر نام من مقدّم كرده است؟!» چون این خبر به رسول خدا رسید، فرمودند: «مَزَّقَ اللَه مُلكَهُ كَما مَزَّقَ كتابى؛ خداوند سلطنتش را پاره كند همانطور كه نامه مرا پاره كرد!»4
خسروپرویز در نامهای برای «باذان» كه حاكم او در یمن بود، نوشت: «دو نفر را به مدینه بفرست تا این مرد را دستبسته نزد من بیاورند!»
باذان هم نامهای نوشت و همراه دو نفر به مدینه نزد پیامبر اكرم فرستاد. وقتیكه بر پیغمبر وارد شدند، حضرت به آنها نگاهی كردند و دیدند آنها ریششان را تراشیدهاند و سبیل گذاشتهاند؛ فرمودند: «وَيلَكُما، مَن أَمَرَكُما بِهذا؛ وای برشما! چه كسی به شما چنین دستوری داده است؟!»
گفتند: «خدای ما (خسروپرویز) به ما چنین امر كرده است.»
حضرت فرمودند: «لكنَّ ربّى أمَرَنِى بِإعفاءِ لِحيَتى و قَصِّ شارِبى؛ ولیكن خدای من مرا به حفظ محاسن و كوتاه نمودن شارب امر فرموده است.»
- سوره يس (٣٦) آيه ٧٠.
- بحار الأنوار، ج ٢٠، ص ٣٨٩.
- ترجمه:«اين نامهاى است از محمد فرستاده خداوند، به خسروى بزرگ فارس. سلام بر آن كسى باد كه از هدايت پيروى كرده و به خداوند و رسول او ايمان آورده و شهادت داده است كه هيچ معبودى جز الله نيست، اوست يگانه كه شريكى براى او نباشد و محمد بنده وى و رسول اوست. من بهدعوت خداوند عزّوجل، تو را بهسوى او مىخوانم؛ پس بهتحقيق كه من فرستاده خدا بر جميع مردم هستم تا هر زندهدلى را بيم دهم و گفتار خدا درباره آنان كه كافر هستند، محقّق گردد. پس اسلام آور تا در امان باشى، و اگر نپذيرى گناه مردم مجوس برعهده تو خواهد بود.» (محقق)
- مناقب آل ابىطالب، ج ١، ص ٧٩.

