اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

انواع ابتلائات براى تربیت سالكین راه خدا

شرح معنای تأدیب به عقوبت و تأدیب به لطف، و تبیین مکر الهی

18٬217

در این سخنرانی ارزشمند علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) به تبیین روش‌های خداوند برای تربیت و ادب کردن سالک می‌پردازند. این تربیت بر دو گونه است.تأدیب به عقوبت که نوعی گوش‌مالی برای شکستن غرور سالک است، و تأدیب به لطف که تذکری نرم و از سر محبت است. سالک حقیقی از خداوند می‌خواهد که با لطف ادب شود، نه با عقوبت. در ادامه، معنای مکر الهی توضیح داده می‌شود. مکر خدا به این معناست که وقتی انسان قصد خدعه و فریب دارد، خداوند او را به حال خود رها می‌کند تا در همان خدعه و جهل خود غرق شود و به تدریج سقوط کند. در پایان، با ذکر داستان عبرت‌آموز مرحوم آیت‌الله سید جمال‌الدین گلپایگانی، می‌فرمایند که انسان حتی در بالاترین درجات نیز طاقت ابتلائات سخت را ندارد و باید همواره از خداوند طلب لطف کند

انواع ابتلائات براى تربیت سالكین راه خدا

توضیحات:

در این سخنرانی ارزشمند علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) به تبیین روش‌های خداوند برای تربیت و ادب کردن سالک می‌پردازند. این تربیت بر دو گونه است.تأدیب به عقوبت که نوعی گوش‌مالی برای شکستن غرور سالک است، و تأدیب به لطف که تذکری نرم و از سر محبت است. سالک حقیقی از خداوند می‌خواهد که با لطف ادب شود، نه با عقوبت. در ادامه، معنای مکر الهی توضیح داده می‌شود. مکر خدا به این معناست که وقتی انسان قصد خدعه و فریب دارد، خداوند او را به حال خود رها می‌کند تا در همان خدعه و جهل خود غرق شود و به تدریج سقوط کند. در پایان، با ذکر داستان عبرت‌آموز مرحوم آیت‌الله سید جمال‌الدین گلپایگانی، می‌فرمایند که انسان حتی در بالاترین درجات نیز طاقت ابتلائات سخت را ندارد و باید همواره از خداوند طلب لطف کند

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

انواع ابتلائات براى تربیت سالكین راه خدا

3
  • این جمله خیلی جملۀ غریبی است! خیلی پر معنا است! چه قِسم است؟ مگر ممکن است خدا انسان را ادب کند به عقوبت؟!

  • عقوبت: یعنی عقاب؛ یعنی گوش‌مالی و تنبیه.

  • معنای ادب و اهمّیت آن در راه سیر و سلوک

  • ادب: یعنی در صراط مستقیم وارد شدن، و کار انسان معتدل شدن، و به‌هوش آمدن و متنبّه شدن. به‌خلاف افرادی که ادب ندارند ـ حالا ادب در هر موردی به مناسبت خود او است ـ، یعنی در صراط مستقیم نیستند؛ یا جنبۀ افراط دارند، یا جنبۀ تفریط دارند؛ یا تند می‌روند، یا کند می‌روند؛ یا شرایط و آداب آن محل و مجلس را ملاحظه نمی‌کنند، یا از شأن مولا غافل و جاهل‌اند و متنبّه نیستند. اینها افرادی هستند که به شرایط عبودیّت و مولویّت واقف نیستند. شخصی که ادب دارد، یعنی آن کسی که این جهات را می‌داند و واقف به این جهات است. و البتّه بنده باید در صراط عبودیّت، دارای ادب باشد؛ چون بی‌ادب را که به حرم پروردگار راه نمی‌دهند!1 آن‌وقت خداوند علیّ‌أعلیٰ که نظر رحمت با بندگان خود دارد، آنهایی را که می‌خواهد به حرم خود راه دهد و از روی صفت رحیمیّتِ خود، راهی برای آنها به نشئۀ دیگر باز کند، و راه مناجات آنها را با خود بگشاید، مسلّماً باید آنها را ادب کند دیگر! تا بعد از اینکه آنها ادب شدند آن‌وقت روابط بین بنده و مولا براساس عبودیّت و ربوبیّت محفوظ می‌ماند، و بنده قابلیّت پیدا می‌کند که در صراطِ مناجاتِ پروردگار بایستد و با او ردّ و بدل کند؛ این مال بنده‌ای است که دارای ادب باشد. حالا آن افرادی که ادب ندارند، از رحمت خدا دورند و بحث در آنجا نیست.

  • معلوم می‌شود که ادب خیلی امر مهمّی است که خود حضرت سجّاد علیه السّلام می‌فرماید: «مرا که ادب می‌کنی، باید ادب بکنی؛ ولی به عقوبتت ادب نکن!» پس ادب لازم است و بی‌ادبی خیلی بد است، از همه‌چیز در راه سیر و سلوک بدتر، بی‌ادبی است؛ چون همین که بنده از صراط ادب خارج شد، موجب درخشیدن برق غیرت و حمیّت می‌شود و آن بنده را به‌کلّی از درجات و از ادّعاها ساقط می‌کند.2

    1. عارف رومی، مولانا جلال‌الدّین بلخی دربارۀ اهمّیت ادب در مثنوی معنوی، دفتر اوّل می‌فرماید:
      «از خدا جوییم توفیق ادب *** بی‌ادب محروم ماند از لطف رب
      بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد *** بلکه آتش در همه آفاق زد
      * * *
      هرچه بر تو آید از ظلمات و غم *** آن ز بی‌باکی و گستاخی است هم
      هر که بی‌باکی کند در راه دوست *** رهزن مردان شد و نامرد اوست
      از ادب پر نور گشته است این فلک *** و ز ادب معصوم و پاک آمد مَلک»
      (محقّق)
    2. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون مسئلۀ ادب نگاه‌داشتن، رجوع شود به لبّ اللباب، ص ١١٦ ـ ١١٨.
/ 380