انواع ابتلائات براى تربیت سالكین راه خدا
13حاج هادی میگفت:
همین نسیمی که قیمت ندارد، وقتی انسان به آن درد مبتلا میشود،
میفهمد چقدر قیمت دارد! همین نسیم! یک نسیم که بوزد، آدمِ مرده را زنده میکند؛ اگر نوزد مرده است.
پس ما در یک نسیم هم محتاجیم، یک نسیم! «إلٰهی لا تُؤَدِّبنی بِعُقُوبَتِک!» خوب توجّه کردید؟
و لا تَمکُر بی فی حیلَتِکَ؛
حیلَة به معنای حذاقت و شدّت نظر و تیزی ذهن است. وقتی میگویند انسان در کاری حیله میکند، معنای اصلی حیله این است که نظرش را تند میکند و با یک تیزبینی و زیرکی میخواهد از اساس آن مطلب سر در بیاورد.
«خدایا! در حیلهای که با من داری (یعنی در این نظر و در این حذاقتی که با من داری و در این تیزبینی که در امور من داری)، با من مکر مکن!»
«مَکَرَهُ» و «مَکَرَ بِهِ» یک معنا دارد؛ «لا تَمکُر بی» أی: لا تَمکُرنی، با من مکر نکن! خدعه نکن!
معنای مکر و خدعۀ خداوند
خدعه یعنی چه؟ مگر خدا هم خدعه میکند؟! نه، خدعهای که خدا میکند این است که عکسالعمل خدعۀ انسان را به خود انسان برمیگرداند. خدعۀ خدا همین است که انسان با خدا خدعه میکند، آنوقت خدا انسان را متوجّه خدعهاش نمیکند و رهایش میکند. خدعه انسان به خدا نمیرسد، برمیگردد و گریبان خودش را میگیرد؛ چون انسان از حکومت خدا خارج نیست و نمیتواند قدرتی و علمی داشته باشد و یک نقشهای بکشد که آن نقشه، خدا و ارادۀ خدا را عقب بزند و غلبه کند؛ اینطور نیست، چون هرچه انسان خدعه کند، باز در حکومت خود خدا است. و خدعۀ به خدا، یعنی من میخواهم تو را گول بزنم و از امر تو سبقت بگیرم! این که نمیشود؛ پس همین ناشی از نفهمی و جهل اوست و همین جهلِ او یک بلایی به سر خودش میآورد. پس آن کسی که میخواهد به خدا خدعه کند، دارد به خودش خدعه میکند؛ به خدا که نمیشود خدعه کرد.

