انواع ابتلائات براى تربیت سالكین راه خدا
11مرحوم حاج سیّد جمالالدّین که سالهای سال سلوک کرده بود و در این رشته استوار بود و زحماتی کشیده بود و...، این تازه میرود خدمت امیرالمؤمنین و میگوید: «آنچه من میخواهم به من بده و هر کاری میخواهی بکن!» یک پیچ را میگیرند و یکخورده محکم میکنند، از آن آچارهایی که هست ـ احتیاج به آچار فرانسه و آچار شّلاقی و آچار قفلی و... نیست ـ با نوک گردگیر این پیچ را محکم میکنند، کار تمام میشود. این غرور و استکبار و... در هم میریزد. آب دهان و آب بینی او با هم یکی میشود! اینقدر قوا و استعدادها از بین میرود و ضعیف میشود!
امّا اگر ادب به غیر عقوبت شد، با لطف میبرند و میبرند و میبرند بهطوریکه اصلاً حس نمیکند!
تأدیب به لطف از اسرار شریعت و سلوک
چقدر حضرت سجّاد علیه السّلام وارد به مسئله بوده است! اصلاً این خصوصیّات در مقام سلوک مثل یک آفتابی در مقابلش روشن بوده که چه خبر است! و الاّ مثل این دعا را مگر همهکس می تواند بکند؟!
از معجزات قرآن این است که این قِسم ادبی که پیغمبر در مقابل پروردگار در قرآن مجید دارد و به ما تعلیم میکند1، و این اذکاری که میگوید: لا إله إلاّ اللَه و سبحان اللَه، اختصاص به آن حضرت دارد و کسی که خاتمالنبیّین نباشد اصلاً نمیتواند مسیر را اینطور باز کند و ذکر را اینطور بگوید! و کسی تا مثل حضرت سجّاد نباشد نمیتواند بگوید: «إلٰهی لا تُؤَدِّبنی بعُقوبتِکَ!»
من بندهام، من قدرت ندارم، من چیزی ندارم؛ مرا به عقوبت میخواهی ادب کنی؟! من کجا میتوانم؟! نه اینکه بچّۀ ما را بگیری و بکُشی، خانه را بر سر ما خراب کنی، مثل حضرت ایّوب آن بلاها را بر سر ما بیاوری، مثل حضرت یعقوب ما را به فراق یوسف مبتلا کنی، نه، نه، نه، نه، نه! از این عقوبتها پایینتر، پایینتر، پایینتر، حتّی یک دانه پشه اگر شب بیاید سراغ ما و سر به سر ما بگذارد، آن شبِ ما جهنّم است و دیگر ما تا صبح خواب نداریم؛ یک دانه پشه! یک دانه مگس اگر بنا شود سر به سر انسان بگذارد، مدام انسان او را میزند و دو مرتبه میآید مینشیند! آدم بیچاره میشود، آخر دنبال این مگس کجا برود و او را بگیرد و بکشد؟! تا میخواهد بزند، فرار میکند؛ آدم هم که بال ندارد برود دنبالش. انسان، بیچارۀ ذلیلِ یک مگس و یک دانه پشه است! از این بیایید پایینتر، از مگس پایینتر، از پشه پایینتر، از آنچه کوچکتر از آن دیگر فرض نمیشود، شما فرض کنید، ما طاقت نداریم، ما طاقت نداریم!2
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون ادب انبیا علیهم السّلام در قرآن کریم و معنای ادب و مصادیق آن در جوامع مختلف، رجوع شود به المیزان فی تفسیر القرآن، ج ٦، ص ٣٦٦ ـ ٤٣٣.
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٤ ص ٢٣٤.
«مِسکینٌ ابنُ آدم؛ مَکتومُ الأجَلِ، مَکنونُ العِلَل، محفوظُ العَمَلِ، تُؤلِمُهُ البَقَّةُ و تَقتُلُهُ الشَّرقَةُ و تُنتِنُهُ العَرقَةُ!»
”بیچاره فرزند آدم؛ زمان مرگش پنهان است، بیماریها و دردهایش بر او پوشیده و مخفی است، کردارش ثبت و ضبط میشود، پشهای او را میآزارد، جرعۀ آبی وی را از پا درمیآورد و قطرهای عرق وی را بدبو میسازد!“ (محقّق)

