
تأثیر ذكر در جلاى قلب
شرح فقره: انی رجل مطلوب و مع ذلك لی أوراد في كل ساعة من آناء اللیل والنهار فلا تشغلني عن وردي موضوع كلّي: ضرورت نیاز به ذکر و ورد در مسیر سیروسلوک الی اللَه 1 آيا ميشود انسان به مرتبهاي برسد كه از ذكر و «وِرد» بينياز باشد. 2 اهميّت جایگاه رفيق در فرمایش مهّم اميرالمؤمنين عليه السلام. 3 دنيا و شؤونات آن ناپايدار است. 4 داستان عجيب حضرت عيسي علي نبينا و آله و عليهم السلام و حواريون آن حضرت و پير زن و فرزندش . 5 جواب حكيمانۀ حضرت عیسی علیه السلام به جوانی که به سلطنت رسیده بود . 6 معرفي گنج واقعي توسط حضرت عيسي عليه السلام به حواريين خود. 7 دنيا از منظر اميرالمؤمنين عليه السلام. 8 جنگ و صلح و حكومت از ديدگاه اميرالمؤمنين عليه السلام و ابن عباس. 9 انسان عاقل هميشه در احتمالات طرف أرجح را انتخاب مينمايد. 10 مباحثة عقلاني حضرت امام صادق عليه السلام با شخص دهري و تسليم شدن او. 11 برنامههاي ائمّه معصومين عليهم السلام براي ما برنامههاي عقلاني بوده و ميباشد. 12 نقل داستاني از مرحوم آية اللَه شيخ عباس قوچاني براي مرحوم علامه طهرانی قدس سرهما. 13 خطبۀ اميرالمؤمنين عليه السلام در تفسير آيه شريفۀ «رجال لا تلهيهم تجارةٌ ولا بيع عن ذكر اللَه» 14 آسمان و زمين از نظر رتبه و سعه در پائينترين درجه قرار دارند. 15 ملكوت آسمانها و زمين تاب تجلّي پروردگار را ندارند ولي قلب بندۀ مؤمن ميتواند محلّ تجلي حضرت حق باشد. 16 روايت مهم و سرنوشتساز حضرت صادق عليه السلام از پيغمبر اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلم. 17 كلام نوراني اميرالمؤمنين عليه السلام در بيارزشي دنيا. 18 عبارت رهبر فقيد انقلاب مرحوم آية اللَه خميني راجع به لزوم كنارهگيري شخصي از منصب خود در صورت تشخيصِ وجود داشتن شخص أرجح. 19 ياد و ذكر حضرت حق ،قلب را از نابودي در عالم كثرت نجات ميدهد. 20 بايد به حقيقت پيغمبرصلی اللَه علیه وآله وسلم و آل او دل بست و نه ظاهر آنها.
تأثیر ذكر در جلاى قلب
توضیحات:
شرح فقره: انی رجل مطلوب و مع ذلك لی أوراد في كل ساعة من آناء اللیل والنهار فلا تشغلني عن وردي موضوع كلّي: ضرورت نیاز به ذکر و ورد در مسیر سیروسلوک الی اللَه 1 آيا ميشود انسان به مرتبهاي برسد كه از ذكر و «وِرد» بينياز باشد. 2 اهميّت جایگاه رفيق در فرمایش مهّم اميرالمؤمنين عليه السلام. 3 دنيا و شؤونات آن ناپايدار است. 4 داستان عجيب حضرت عيسي علي نبينا و آله و عليهم السلام و حواريون آن حضرت و پير زن و فرزندش . 5 جواب حكيمانۀ حضرت عیسی علیه السلام به جوانی که به سلطنت رسیده بود . 6 معرفي گنج واقعي توسط حضرت عيسي عليه السلام به حواريين خود. 7 دنيا از منظر اميرالمؤمنين عليه السلام. 8 جنگ و صلح و حكومت از ديدگاه اميرالمؤمنين عليه السلام و ابن عباس. 9 انسان عاقل هميشه در احتمالات طرف أرجح را انتخاب مينمايد. 10 مباحثة عقلاني حضرت امام صادق عليه السلام با شخص دهري و تسليم شدن او. 11 برنامههاي ائمّه معصومين عليهم السلام براي ما برنامههاي عقلاني بوده و ميباشد. 12 نقل داستاني از مرحوم آية اللَه شيخ عباس قوچاني براي مرحوم علامه طهرانی قدس سرهما. 13 خطبۀ اميرالمؤمنين عليه السلام در تفسير آيه شريفۀ «رجال لا تلهيهم تجارةٌ ولا بيع عن ذكر اللَه» 14 آسمان و زمين از نظر رتبه و سعه در پائينترين درجه قرار دارند. 15 ملكوت آسمانها و زمين تاب تجلّي پروردگار را ندارند ولي قلب بندۀ مؤمن ميتواند محلّ تجلي حضرت حق باشد. 16 روايت مهم و سرنوشتساز حضرت صادق عليه السلام از پيغمبر اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلم. 17 كلام نوراني اميرالمؤمنين عليه السلام در بيارزشي دنيا. 18 عبارت رهبر فقيد انقلاب مرحوم آية اللَه خميني راجع به لزوم كنارهگيري شخصي از منصب خود در صورت تشخيصِ وجود داشتن شخص أرجح. 19 ياد و ذكر حضرت حق ،قلب را از نابودي در عالم كثرت نجات ميدهد. 20 بايد به حقيقت پيغمبرصلی اللَه علیه وآله وسلم و آل او دل بست و نه ظاهر آنها.
تأثیر ذكر در جلاى قلب
11مبنای عقلایی امام صادق علیهالسّلام در مباحثه با ابنأبیالعوجاء پیرامون ضرورت التزام به معاد
كلمات ائمه در احتجاجات با مخالفین به فراخور علم و بصیرت هر فردی متفاوت است. امام صادق علیهالسّلام در یكی از محاجّههای خود با شخصی دهری،1 با طرح مبانی و مسائل فلسفی وارد بحث نمیشوند و بحث را بهصورت بسیار عقلایی و عرفی مطرح میكنند و میفرمایند:
إن يكنِ الأمرُ كما تَقولُ و لَيسَ كَما تَقولُ نَجَونا و نَجَوتَ؛ و إن يكنِ الأمرُ كما نَقولُ و هو كما نقول نَجَونا و هَلَكتَ!2
«اگر این امر طبق گفتار تو بوده باشد درحالیكه طبق گفتار تو نیست ما نجات یافتهایم و تو هم نجات یافتهای؛ و اگر امر طبق گفتار ما باشد درحالیكه طبق گفتار ماست ما نجات یافتهایم و تو به هلاكت رسیدهای!»3
حضرت میفرمایند اگر فرض بر این باشد كه خدایی وجود نداشته باشد، ما كه معتقد به وجود خدا هستیم با تو كه معتقد نیستی بالمآل هیچ فرقی نداریم؛ زیرا هر دو در این دنیا زندگی كردهایم و كارهایی انجام دادهایم. منبابمثال: ما از پولهای بهدستآمده عدهای از اهل عبادت و نماز را دعوت میكنیم و اطعام میدهیم و با آنها مینشینیم و مطالبی را ردّوبدل میكنیم، شما هم همان مبلغ را در مجالس فسق و فساد و لهوولعب هزینه میكنید؛ حال اگر فرضاً خدایی در كار نباشد، بالاخره عمری از ما و عمری هم از شما گذشته است و هیچكدام از ما و شما ضرری نكردهایم.
اما اگر خدایی وجود داشته باشد، دراینصورت شما ضرر كردهاید؛ زیرا این هزینهها در آن عالم بهحساب ما گذاشته میشود، ولی وای به حال شما كه باید در قیامت حساب آن را پس بدهید.
فرض كنید كه پزشك درموردِ مرضی جدی میگوید: «برای پیشگیری از آن مرض از واكسن استفاده كن؛ زیرا لزوم واكسن زدن اگر شایعه هم باشد ضرری ندارد، ولی اگر حقیقت داشته باشد دو روز دیگر خواهی مرد.» آیا دراینصورت معقول است كه كسی بگوید: «چه كسی گفته و چه كسی شنیده است؟! اینها شایعه است و من واكسن نمیزنم!»
- لسان العرب، ج ٤، ص ٢٩٣:
« رجلٌ دَهرىّ: مُلحدٌ لا يؤمنُ بالآخرةِ، يقولُ ببقاءِ الدّهرِ و هو مولَّدٌ.» - الإحتجاج، ج ٢، ص ٣٣٦.
- امامشناسى، ج ١٨، ص ٥٢.
- لسان العرب، ج ٤، ص ٢٩٣:
