تأثیر ذكر در جلاى قلب
9دیدگاه امیرالمؤمنین علیهالسّلام به خلافت ظاهری
دراینحال عدهای كه از حج برگشته بودند، برای ملاقات با حضرت در بیرون خیمه انتظار میكشیدند و حضرت در خیمه مشغول پینه زدن به نعل خود بود؛ در روایت چنین آمده است كه:
ابنعباس داخل خیمه شد و گفت: «ما برای اصلاح امر خود به تو محتاجتریم از اینكه در خیمه بنشینی و كفش خود را وصله بزنی!»
امیرالمؤمنین به كلام او هیچ اعتنایی ننمود تا كفش خود را پینه زد؛ سپس دو لنگه را پهلوی هم قرار داد و فرمود:
«لى قَوِّمها؛ این یك جفت نعل چقدر قیمت دارد؟» ابنعباس گفت: «قیمتی ندارد!» حضرت فرمود: «با وجود اینكه قیمتی ندارد، بگو.» ابنعباس عرضه داشت: «كَسرُ دِرهَمٍ؛ كمتر از یكدرهم!» حضرت فرمودند:
واللَه لَهما أحبُّ إلىَّ مِن أمرِكم هذا إلّا أن أُقيمَ حقًّا أو أدفَعَ باطلًا؛ «به خدا قسم ارزش این یك جفت نعال در نزد من بیشتر است از حكومتی كه مرا به آن دعوت میكنی؛ مگر اینكه بتوانم حقّی را بهپا دارم یا باطلی را دفع نمایم.»1
اگر قسم بخورم كه در نزد امیرالمؤمنین ارزش آن كفش وصلهشده از بهدستآوردن قدرت و سلطنت بیشتر بوده است گزاف نیست؛ زیرا كفش وصلهشده از اصابت خار و سنگ و زخمی شدن پای حضرت جلوگیری میكرد، اما از این قدرت چیزی غیر از مشكلات و بیچارگی، لشكركشی و جنگ و دردسر در مواجهه با مردم نادان، و عزل و نصب كردن كارگزاران و عمّال بهدست نمیآورد؛ لذا قسم میخورم كه: واللَه العظیم، این كفش وصلهشده برای آن حضرت از لشكركشی مهمتر بود و این مطلب از كلمات خود آن حضرت نیز فهمیده میشود.
مغز و احساس ما با امیرالمؤمنین علیهالسّلام تفاوتی ندارد؛ فرق ما در این است كه آن حضرت به اعتباری بودن دنیا و به حقیقتِ آنچه دارای ثبات و دوام است رسیده بود، ولی ما ثبات و دوام را در این دنیا و ریاسات و ارتباطات میبینیم و مسئله برای ما درست برعكس واقعیت جلوه كرده است.
- الإرشاد (مفيد) ج ١، ص ٢٤٧.

