تأثیر ذكر در جلاى قلب
19پاسخ به شبهه توقفِ انجام تكالیف شرعی بر معرفت كامل به مبدأ و معاد
روزی یكی از دوستان از خارج كشور برای ملاقات با بنده به ایران آمده بود؛ یكی از صحبتهای ایشان این بود كه: «تا برای من روشن نشود كه خدا مرا برای چه آفریده و به كجا میخواهد ببرد، دلم بهسمت عبادت متمایل نمیشود.» در پاسخ به او گفتم:
بنده با شما راجعبه این مسئله كه خداوند چه هدف و غایتی را از خلقت ما در نظر داشته است صحبت نمیكنم؛ فقط یك سؤال از شما میپرسم: «اگر سارقی مسلح به منزل شما وارد شود و بگوید: من فرصت توقف ندارم، یا فوراً محلّ اموالت را نشان بده یا تو را به قتل میرسانم»، آیا شما در آن حال از او سؤال میكنید كه «تو چه كسی هستی و پدر و مادر تو كیست و برای چه به منزل ما آمدی؟» یا فوراً میگویید: «صندوق پول در فلانجاست و هرچه در آن هست با خودت ببر»؟! بدیهی است كه چون او اسلحه دارد و میخواهد شلیك كند، دیگر جای این صحبتها نیست.
مثال دیگر آنكه اگر شخصی موقع ظهر به منزل شما بیاید و بگوید: «من گرسنهام» آیا او را كنار درِ منزل نگه میدارید و از او سؤال میكنید: «شما كه هستید و برای چه به اینجا آمدهاید؟!» بدیهی است كه این سؤالات جایی ندارد؛ زیرا او یك آدم گرسنه است و وظیفه انسانی شما این است كه به او غذا بدهید؛ اگر غذایی دارید، به او میدهید و اگر ندارید، میگویید ندارم.
مَثل ما نیز در این عالم همین است؛ وقتی ما هیچ شكی نداریم كه خدا ما را خلق كرده است و نیز شك نداریم كه پس از مرگ عالم دیگری وجود دارد و همچنین تردید نداریم كه در آن عالم حقایق و مراتب بالاتری وجود دارد، آیا این سؤال كه: «خدا مرا برای چه خلق كرده است» جا دارد؟! اگر تصدیق كنیم كه قطعاً از این دنیا خواهیم رفت و در آن عالم مراتب بالاتری وجود دارد، دیگر بحث از اینكه «چرا خداوند برای وصول به فلان مرتبه، فلان مقدار عمل را قرار داده است» بیفایده خواهد بود.

