تأثیر ذكر در جلاى قلب
17اگر به این ظاهر دل خوش كنیم و بگوییم كه الحمدللّه ما با امیرالمؤمنین هستیم، به منزلش رفتوآمد داریم و میگوییم و میخندیم و بنابراین دیگر كار ما تمام است، اشتباه كردهایم؛ زیرا روزی ابنملجم میآید و بر فرق مطهر شمشیری میزند و آن حضرت هم عیناً مانند دیگران از دنیا میرود و به شهادت میرسد؛ بنابراین باید به حقیقتی دل بست كه آن حقیقت ازبینرفتنی نباشد؛ و آن حقیقت، ولایت امام علیهالسّلام است كه عین توحید است.
در مرتبه توحید و تجلّی غیرت حق، وقتی مشیت الهی جاری شود، دیگر بین افراد عادی و پیغمبر فرق نمیگذارد؛ همانطور كه تیر و شمشیر بر بدن افراد عادی اثر میكند، بههمین ترتیب در قلب سیدالشّهدا و یا حتی بر فرق امیرالمؤمنین كه قلب عالم امكان و امام بر همه است، اثر میكند و میشكافد و به شهادت میرساند.
مقام توحیدی تجلّی غیرت حضرت حق، و تنفیذ مشیت الهی در عالم امكان
نكته بسیارمهم و دقیق در این مسئله آن است كه در مقام توحید و تجلّی غیرت حق و تنفیذ مشیت الهی در عالم امكان، نهتنها فرقی بین هیچكس وجود ندارد، بلكه به شهادت تاریخ، ابتلائات و مصیبتها برای ائمه و اولیاء بیشتر هم بوده است.
حلاوت قضیه در این نكته بسیارمهم است كه ما این فرق را نبینیم؛ و الّا عین دوبینی و شرك است! امام حسین میفرماید: من هم مانند بقیه افراد بدنم از گوشت و استخوان تشكیل شده و مثل دیگران درد را احساس میكنم، لذا آنچه را در تنفیذ قوانین عالم ماده و خلق برای دیگران میپسندم، حتی بیشتر از آن را برای خود میپسندم؛ و از این جهت هیچ فرقی بین من و دیگران وجود ندارد.
گرچه مسئله توجه به تكلیف بهجای خود محفوظ است، اما جریان توحید و تنفیذ قوانین الهی در عوالم نیز باید بهجای خود محفوظ باشد؛ و در این مسئله فرقی وجود ندارد.

