تأثیر ذكر در جلاى قلب
12امام صادق علیهالسّلام به ابنابیالعوجاء میفرمایند باید عقلت را بهكار بگیری و او هم چون دید سخن آن حضرت منطقی است، تسلیم شد.
وقتی میدانیم برنامههایی را كه ائمه علیهمالسّلام در این دنیا برای ما پیاده كردهاند، برنامههایی عقلایی، صحیح و براساس واقعیت است كه آنها خود این مسائل را دیدهاند و احساس كردهاند، چطور میتوانیم فكر خود را به اینطرفوآنطرف معطوف كنیم و از ادراك حقایق و معارف و رسیدن به كمالِ انسانیت باز بمانیم؟!
كلام مرحوم قاضی به مرحوم قوچانی در لزوم نفی خواطر
مرحوم آیةاللَه حاج شیخ عباس قوچانی برای مرحوم والد نقل كردند كه:
یكروز صبح از منزل خود بهسمت منزل مرحوم قاضی در جُدَیدَه حركت كردم تا در جلسهای كه ایشان داشتند شركت كنم. هنگامی كه از كنار سور نجف (دیوار كشیده بلند در اطراف شهر برای حفاظت از هجوم دشمن) عبور میكردم، ناگهان در فكر حمله وهابیها افتادم كه سابقاً به كربلا حمله كردند و هزاران نفر را از علماء و صلحاء و زوّار و مقیمین كشتند و دریای خون جاری كردند، تا آنجا كه ضریح مطهر و صندوقش را خرد كردند و با چوب آن بر روی قبر مبارك قهوه درست كردند و نشستند و خوردند. اما در نجف اشرف بهواسطه حصار آن به سور و مقاومت مردم، نتوانستند از بالا و شكافهای سور وارد شوند و پس از چند روز توقف، فرار كردند. در این اندیشه غرق شده بودم كه ما باید خود را به انواع سلاح مجهّز كنیم تا اگر ثانیاً حمله كردند ریشه آنها را بركنیم؛ سلاح ما باید چنینوچنان باشد و جوانان ما باید فنون جنگی را بیاموزند.
همینطور در فكر حمله وهابیان و جنگ و دعوای با آنان غوطهور بودم و خاطرات از اطراف هجوم مینمود كه به در خانه مرحوم قاضی رسیدم. در زدم و وارد شدم؛ تا چشم ایشان به من افتاد، فرمودند: «ها! مشغول جنگ هستی؟!» من تعجب كردم و عرض كردم: «آقا! چه فرمودید؟! كدام جنگ؟!» فرمودند: «مقصودم جنگ با نفس امّاره است!» و مسئله را برگرداندند و عوض كردند!1
- مطلع انوار، ج ٢، ص ٣٥.

