اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر ذكر در جلاى قلب‏

0
عنوان بصری
ورد و ذکر
نسخه عربی

تأثیر ذكر در جلاى قلب‏

11
  • مبنای عقلایی امام صادق علیه‌السّلام در مباحثه با ابن‌أبی‌العوجاء پیرامون ضرورت التزام به معاد

  • كلمات ائمه در احتجاجات با مخالفین به فراخور علم و بصیرت هر فردی متفاوت است. امام صادق علیه‌السّلام در یكی از محاجّه‌های خود با شخصی دهری،1 با طرح مبانی و مسائل فلسفی وارد بحث نمی‌شوند و بحث را به‌صورت بسیار عقلایی و عرفی مطرح می‌كنند و می‌فرمایند:

  • إن يكنِ الأمرُ كما تَقولُ و لَيسَ كَما تَقولُ نَجَونا و نَجَوتَ؛ و إن يكنِ الأمرُ كما نَقولُ و هو كما نقول نَجَونا و هَلَكتَ!2

  • «اگر این امر طبق گفتار تو بوده باشد درحالی‌كه طبق گفتار تو نیست ما نجات یافته‌ایم و تو هم نجات یافته‌ای؛ و اگر امر طبق گفتار ما باشد درحالی‌كه طبق گفتار ماست ما نجات یافته‌ایم و تو به هلاكت رسیده‌ای!»3

  • حضرت می‌فرمایند اگر فرض بر این باشد كه خدایی وجود نداشته باشد، ما كه معتقد به وجود خدا هستیم با تو كه معتقد نیستی بالمآل هیچ فرقی نداریم؛ زیرا هر دو در این دنیا زندگی كرده‌ایم و كارهایی انجام داده‌ایم. من‌باب‌مثال: ما از پول‌های به‌دست‌آمده عده‌ای از اهل عبادت و نماز را دعوت می‌كنیم و اطعام می‌دهیم و با آنها می‌نشینیم و مطالبی را ردّوبدل می‌كنیم، شما هم همان مبلغ را در مجالس فسق و فساد و لهوولعب هزینه می‌كنید؛ حال اگر فرضاً خدایی در كار نباشد، بالاخره عمری از ما و عمری هم از شما گذشته است و هیچ‌كدام از ما و شما ضرری نكرده‌ایم.

  • اما اگر خدایی وجود داشته باشد، دراین‌صورت شما ضرر كرده‌اید؛ زیرا این هزینه‌ها در آن عالم به‌حساب ما گذاشته می‌شود، ولی وای به حال شما كه باید در قیامت حساب آن را پس بدهید.

  • فرض كنید كه پزشك درموردِ مرضی جدی می‌گوید: «برای پیشگیری از آن مرض از واكسن استفاده كن؛ زیرا لزوم واكسن زدن اگر شایعه هم باشد ضرری ندارد، ولی اگر حقیقت داشته باشد دو روز دیگر خواهی مرد.» آیا دراین‌صورت معقول است كه كسی بگوید: «چه كسی گفته و چه كسی شنیده است؟! اینها شایعه است و من واكسن نمی‌زنم!»

    1. لسان العرب، ج ٤، ص ٢٩٣:
      « رجلٌ دَهرىّ: مُلحدٌ لا يؤمنُ بالآخرةِ، يقولُ ببقاءِ الدّهرِ و هو مولَّدٌ.»
    2. الإحتجاج، ج ٢، ص ٣٣٦.
    3. امام‌شناسى، ج ١٨، ص ٥٢.