اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر ذكر در جلاى قلب‏

0
عنوان بصری
ورد و ذکر
نسخه عربی

تأثیر ذكر در جلاى قلب‏

10
  • لذا فریاد حضرت در اغلب خطبه‌های نهج‌البلاغه این است كه: «ای مردم! این دنیا جای عبرت و اعتبار است؛ ای مردم! این دنیا جای تأمل و تفكر است؛ ای مردم! روزی می‌رسد كه همگی از این دنیا می‌روید.»1

  • امروز بیش از چهل سال از عمر ما گذشته است، درحالی‌كه روزی سی سال و روزی بیست سال و روزی ده سال بیشتر نداشتیم و روزی هم اصلًا به دنیا نیامده بودیم؛ وقتی‌كه این بنا چنین است، از این به بعد هم گنبد دوّار بر همین منوال می‌گردد و جلو می‌رود. آخر چگونه به ما تفهیم شود كه آن روز دیر و زود دارد، ولی ازبین‌رفتنی نیست.

  • اینجاست كه افرادی كه حقیقت و واقعیت دنیا برای آنها مسلّم شده است، آن واقعیت را برای امثال ما كه در جلوی چشممان پرده افتاده است روشن می‌كنند؛ حال، عده‌ای می‌پذیرند و حرف آنها را باور می‌كنند، اغلب افراد هم نمی‌پذیرند و حتی اگر به زبان نیاورند با شوخی و مطایبه از كنار این مطالب می‌گذرند و با این دید به مسائل نگاه می‌كنند.

  • اما اگر ما واقعاً عاقلانه فكر كنیم و بنا را بر محاسبه احتمالات‌2 بگذاریم، حتی اگر فرضاً بعد از این دنیا هیچ خبری نباشد نیز ضرر نكرده‌ایم. اگر ما به‌صورت متعارف كه طبیعتاً صحت، سلامتی، آرامش اعصاب و فكر راحت‌تر را به‌دنبال دارد زندگی كردیم و برای رسیدن به مجموعه‌ای از منویات تخیلی، خود را به هر بدبختی و فلاكتی نینداختیم و قناعت كردیم، و درعین‌حال مسائل اخروی را هم در نظر گرفتیم، آیا ضرری كرده‌ایم؟!

  • شكی نیست كه هم آن كسی كه خود را به هر بدبختی و فلاكت انداخته و هم ما كه به‌نحو متعارف زندگی كرده‌ایم، از دنیا می‌رویم؛ تفاوت در این است كه وقتی ما از دنیا می‌رویم فرضاً یك‌میلیون تومان از ما باقی می‌ماند، و وقتی او از دنیا می‌رود صدمیلیارد تومان. حال با این فرض كه مطلب درموردِ هر دو تمام است، هم آن صد میلیارد و هم آن یك میلیون، دیگر هیچ فایده‌ای برای بعد از رفتن ندارد؛ دراین‌صورت‌ چون ما مدتی در این دنیا زندگی كرده‌ایم و بعد هم بدون هیچ خاطره‌ای از دنیا رفته‌ایم، ضرری نكرده‌ایم؛ اما اگر در آن‌طرف خبری باشد، وای به حال فردی كه عقل خود را به‌كار نگرفته است!

    1. نهج البلاغة (عبده) ج ١، ص ٧٠، ص ٩٥، ص ١٠١، ص ١٣٣، ص ٢٢٤.
    2. قانون محاسبه احتمالات اين است كه انسان بايد درهرحالى به احتمال راجح نسبت به احتمال مرجوح ترتيب‌اثر بدهد؛ مثلًا اگر در فرمولى، ضريبى قرار داده شد كه در آن ضريب، اطمينان نسبى براى انسان پيدا مى‌شود، انسان نبايد آن ضريب را به يك احتمال مرجوح رها كند.