معناى ورد و ذكر و لزوم آن براى سالك
12آن وقت این افراد آمده بودند دور جمل عائشه، خودشان را قربانی میکردند. امیرالمؤمنین علیه السّلام دید این ملّت کَالأنعام همینطوری دارند خودشان را میکشند. گفت چاره کار این است که نگذاریم این مردم، این بیچارهها بمیرند. گفت بردارند شتر عائشه را پِی کنند. وقتی که شتر را پی کردند، همه متفرّق شدند و فرار کردند. این ملّت اینطور هستند.
حالا این علی، شخصیّت علی، این همه پیغمبر راجع به علی توصیّه کرده، این همه راجع به علی مطلب فرمود، تمام اینها از بین میرود. اما عائشه، زوجَه رسول الله! زن پیغمبر! این همان کاریزماست. آن شخصیّت میآید تمام عقول آنها را میپوشاند. اختیار آنها را همه را میپوشاند. عقل را میگیرد. وقتی عقل را گرفت، دیگر چیزی باقی نمیماند.
آن وقت [چنین فردی] حقّ را توجیه میکند. صدق را توجیه میکند. کذب را توجیه میکند. افتراء را توجیه میکند. خلاف را توجیه میکند. غیر خلاف را توجیه می کند. تمام موقعیّت ها، همه میشود توجیه و تأویل! چرا؟ بهخاطر اینکه شخصیّت آمده [و تمام وجود او را در بر]گرفته و بزرگترین آفت بشر و آفت سیر و سلوک، اغفال در شخصیّت است؛ شخصیّت انسان را اغفال کند.
نه آقاجان، هر کسی یک مرتبهای دارد؛ من الآن در این مرتبه هستم. مرا بالاتر از این مرتبه نگذارید؛ اگر گذاشتید خودتان مسئول هستید. شما در یک مرتبهای هستید، من باید در همان مرتبه وظیفهام را انجام بدهم؛ اگر انجام ندادم، خودم مسئول هستم. ممکن است من عملی را که انجام میدهم برای یک فردی نامناسب باشد و غیرصحیح باشد، باید او راه حقّ را خودش تشخیص بدهد. بله، انسان باید از مشورت با دیگران استفاده کند. از صحبت با دیگران باید استفاده کند. از رفاقت با دیگران باید استفاده کند. امّا این که بیاییم تحت تأثیر شخصیّت کسی واقع بشویم و مطالب خلاف او را صحیح جلوه بدهیم؛ این خود گول زدن است؛ خود فریب دادن است. هر چیزی باید به جای خود باشد. نباید انسان بیخود از کسی انتقاد کند و نباید خلاف دیگری را به دیده حُسن نگاه کند. غلط است. حمل به صحّت یک معنا دارد، ولی انسان دیگر نباید خلاف را صحیح ببیند. خلاف، خلاف است. فرقی نمیکند. امیرالمؤمنین علیه السّلام این است.

