
معناى ورد و ذكر و لزوم آن براى سالك
و توصیه هایی برای ماه رجب
در این فراز از توضیح و تفسیر حدیث شریف عنوان بصری استاد فقید به اهمیت ورد و ذکر و نقش آن در نفس سالک می پردازند و نقش آن را چنان بالا و والا میدانند که امام علیه السلام نیز خود را از آن مهم بی نیاز نمی بینند. آنگاه در ادامه به این موضوع بسیار مهم می پردازند که انسان همیشه درگیر خواهش نفسانی است و برای رسیدن به مراتب کمال و ادراک حقیقت توحید باید نفس را از شوائب و کثرات پالایش نمود و همیشه و همه جا حق را درنظر گرفت و تلاش نمود تا رسیدن به منظور میسر گردد. ایشان برای تقریب ذهن با ذکر شواهد و مثال ها به واقعه کربلا اشاره می کنند و تاکید مینمایند که عقل موجب حرکت کمالی انسانهاست و حرکت منبعث از برانگیختگی احساس ناپایدار و فاقد ارزش است و حرکت امام علیه السلام و یاران با وفای حضرت حکایت از قوه تعقل در این حرکت بی نظیر است و خداوند متعال انسانها را با این استعداد آفریده است که بتوانند با طی مراتب و انجام تکالیف به بالاترین مقام قرب و توحید برسند. در خاتمه با توجه به نزدیک بودن ماه رجب که مقدمه ای برای ورود به ماه شعبان و درک ماه مبارک رمضان است توصیه هایی برای مخاطبین مطرح نمودند.
معناى ورد و ذكر و لزوم آن براى سالك
6شیعه امیرالمؤمنین چه کسی است؟
چندی پیش من با یکی از دوستان عزیزمان، جناب آقای دکتر سجّادی، ملاقاتی داشتم. ایشان یک قضیّه خیلی جالبی را از مرحوم آقا نقل میکرد. میگفت: یک روز من از مرحوم آقا سؤال کردم؛ گفتم: آقا ما در امریکا، در بیمارستانها -ایشان در آنجا رئیس بیمارستان بود و موقعیتش خیلی ممتاز بودـ میدیدیم این پرستارها و این نِرسها خیلی به مریضها میرسند، خیلی اخلاق خوبی دارند، خیلی در صدد رفع نیاز آنها و احتیاج آنها هستند. مریض تا چیزی نگفته فوراً اینها به کمک او میآیند. تا یک چیزی را هنوز تقاضا نکرده در اختیارش قرار میدهند. با اخلاق خوب، با روش خوب، با برخورد خوب، همیشه مریض را راضی نگاه میدارند. امّا ما اینجا اسم خودمان را شیعه امیرالمؤمنین میگذاریم، با چشم خودم من میبینم بر سر مریض داد میزنند، فریاد میزنند: برو گم شو! برو روی تختت بخواب! برو نمیدانم چهکار بکن! دائم من به این نِرسها میگویم: آخر با مریض خوش رفتاری کنید! این مریض است، اختیار ندارد، حوصله ندارد، اینها گوش نمیدهند. میگفت: مرحوم آقا به من گفتند: «شیعۀ امیرالمؤمنین همان نصاریٰ هستند، نه اینها!» مرحوم آقا که شوخی نمیکند. شیعه امیرالمؤمنین کیست؟ اینکه برخلاف روش حضرت عمل کند؟ این شیعه نیست. یعنی چه؟ یعنی آن نصرانی که دارد الآن با این مریض بیچاره که دستش از همه چیز کوتاه است و اختیار خودش را ندارد و اخلاقش، اخلاق تند است -مریض است دیگر، مریض که قابل برای سرزنش و توبیخ نیست- دارد با او با لطف عمل میکند، با مدارا عمل میکند،[در مسیر امیرالمؤمنین گام برمی دارد]. الآن که آن پرستار، در آن حالت به این مریض میرسد، مظهر اسم رحمانیّت و رحیمیّت پروردگار واقع شده است. به این مقدار الآن خودش را به توحید نزدیک کرده است. به این مقدار الآن خودش را به عالم وحدت و عالم بَسط، نزدیک کرده و چون لوادار توحید، وجود مقدّس امیرالمؤمنین علیه السّلام است و چون پرچمدار توحید، وجود مبارک علیّ بن أبیطالب است پس بنابراین بخواهد یا نخواهد -شاءَ أو لایَشاء- در تحت لوا و ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام قرار گرفته است. روز قیامت همین علیّ میآید دست او را میگیرد. آنوقت [دست ما را] نه!
