
معناى ورد و ذكر و لزوم آن براى سالك
و توصیه هایی برای ماه رجب
در این فراز از توضیح و تفسیر حدیث شریف عنوان بصری استاد فقید به اهمیت ورد و ذکر و نقش آن در نفس سالک می پردازند و نقش آن را چنان بالا و والا میدانند که امام علیه السلام نیز خود را از آن مهم بی نیاز نمی بینند. آنگاه در ادامه به این موضوع بسیار مهم می پردازند که انسان همیشه درگیر خواهش نفسانی است و برای رسیدن به مراتب کمال و ادراک حقیقت توحید باید نفس را از شوائب و کثرات پالایش نمود و همیشه و همه جا حق را درنظر گرفت و تلاش نمود تا رسیدن به منظور میسر گردد. ایشان برای تقریب ذهن با ذکر شواهد و مثال ها به واقعه کربلا اشاره می کنند و تاکید مینمایند که عقل موجب حرکت کمالی انسانهاست و حرکت منبعث از برانگیختگی احساس ناپایدار و فاقد ارزش است و حرکت امام علیه السلام و یاران با وفای حضرت حکایت از قوه تعقل در این حرکت بی نظیر است و خداوند متعال انسانها را با این استعداد آفریده است که بتوانند با طی مراتب و انجام تکالیف به بالاترین مقام قرب و توحید برسند. در خاتمه با توجه به نزدیک بودن ماه رجب که مقدمه ای برای ورود به ماه شعبان و درک ماه مبارک رمضان است توصیه هایی برای مخاطبین مطرح نمودند.
معناى ورد و ذكر و لزوم آن براى سالك
10اصحاب سیّدالشّهدا علیه السّلام در روز عاشورا آن واقعیّت و حقیقت ولایت سیّدالشّهدا را با تمام وجودشان ادراک کردند. مگر کسی ادراک بکند میتواند دست بردارد؟ دیگر نمیتواند دست بردارد! تحت تأثیر واقع نشدند. چنان در مرامشان متصلّب و سفت بودند که اگر کوهها میجنبید آنها نمیجنبیدند. این ارزش دارد. امّا اگر امام حسین بیاید اینها همه را هیپنوتیزم بکند، فایدهای ندارد. خوب دیگران هم میکنند، مگر نمیکنند؟ اگر تحت تأثیر شخصیّت سیّدالشّهدا واقع بشوند و خودشان را به قلب لشگر بزنند، فایدهای ندارد.
تشابه وقایع جنگ جمل با جریانات بعد از حضرت موسی
در جنگ جمل این اصحاب کور عائشه، اینها تحت تاثیر شخصیّت او واقع شدند. میآمدند جلوی جمل عائشه خودشان را قربانی میکردند؛ که زن پیغمبر از بین نرود: «ای وای زن پیغمبر آمده در میدان»، «ای وای آسمان به زمین رسیده»، «ای وای نمیدانم چه شده»، «ای وای...». آنوقت شما ببینید اینها چه تبلیغاتی را شروع کردند. اولاً مبلّغین آنها، ریش درازهای آنها، از صحابی بزرگ، جناب طلحه و زبیرـ طلحه و زبیر کم نبودند. طلحه و زبیر از مجاهدین درجه یک صدر اسلام بودند- ریش سفیدها، عِمامه بزرگها و تسبیح به گردنها بودند. طلحه و زبیر، این دونفر، دو رکن اساسی این جنگ، به خیال خودشان [به دنبال] احقاق حقّ و قیام برای خون عثمان و گرفتن مظلمه و اینها بودند. این، این طرف؛ [ثانیاً] از آن طرف آمدند گفتند: یکی را پیدا بکنیم که ما بتوانیم پشت سر او سینه بزنیم، بتوانیم هر کاری میخواهیم بکنیم. عایشه را آوردند و سوار بر شتر کردند و در همه شهرها و به همه افراد به نام اُمّالمؤمنین نامه میدادند. نامههایی که عائشه میداد به افراد -«مِن عائشة، اُمّالمؤمنین، زَوجَه رسول الله»- اینها خیلی مهم است. اینها برای ما مهم است. تاریخ برای ما خیلی مهم است. به نام عائشه، اُمّ المؤمنین، زوجَه رسولالله. [می گفتند]آقا زن پیغمبر در این جا آمده جلو، علیّ را رها کنید ، علیّ کیست؟ علیّ پسر عموی پیغمبر است. داماد او است. زن پیغمبر کجا، پسر عموی پیغمبر کجا؟! همین حرفها مردم را گول زد؛ همینها! نامه میدادند برای افراد که بیایید و ببینید زن پیغمبر آمده برای خونخواهی عثمان! «این علی اینطور است؛ این علی اینطور است.» آن وقت تهمت بر علی که علی عثمان را کشته!
