اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد
9یک عبارتی مرحوم آقا در کتابشان از مرحوم آقای حجّت نقل میکنند که بسیار عبارت عجیبی است و یک نتیجه من میخواهم از این، برای خود ایشان بگیرم. ایشان در آن کتاب دارند که وقتی که مرحوم آقای حجّت میخواست از دنیا برود گفت: آن مُهرش را بیاورند، مُهری که با آن مُهر میکرد بیاورند و بعد جلوی همه اقربا و نزدیکان که دور او بودند آن مُهر را میشکند و میگوید:
بیندازید دور، خیلیها خواستند مرا گولم بزنند، در این دنیا خواستند مرا گول بزنند، اما من گول نخوردم. یعنی از این اقربا و فلان و این حرفها، خیلیها خواستند راه مرا تغییر بدهند، مسیر مرا تغییر بدهند من اصلاً گول نخوردم و کسی نتوانست مرا از آن راه و مسیری که دارم عوض کند.
ولی میزند آن مُهر خودش را میشکند. این بسیار مرد بزرگی است، این حرف، یک حرف عادی نیست. ایشان میخواهند این را بگویند که: هر کس یک تکلیفی دارد، به من مربوط نیست که بعد از من ورثه من به چه روزی خواهند افتاد؛ من یک تکلیف و یک حسابی دارم، باید آن حسابم را بروم پس بدهم.
مرحوم پدر ما اینطور بود؛ حساب و کتاب برای خودش باقی نگذاشت؛ یعنی چه؟ یعنی من در این مدّت آمدم، از این زمان تا این زمان این حصّهای که از دنیا داشتم، این حصّه را بردم، به هیچ چیز دیگر هم کاری ندارم؛ نه به فرزندانم کار دارم، نه به رفقایم کار دارم، نه به خویشاوندان خود کار دارم، به هیچ چیز کار ندارم، مطالب را در حدود وظیفه برای همه بیان کردم؛ یعنی واقعاً مسئله اینطور است. بَینی و بَین الله -حالا یک شخصی ممکن است خلاف این برایش باشد- بَینی و بَین الله، ایشان آن مقداری که برای رسیدن به هدف، حرکت در این دنیا، حرکت کمالیّه، عمل انسان، در ارتباط با خدا، مسائل شخصی، داخلی، رفاقتی، خارجی، معاشرتی و معاملاتی، آنچه که باید باشد گفتند.

