اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد

0
عنوان بصری
جلسات

اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد

15
  • مرحوم آقا از دنیا رفت ولی هیچ چیز برای بازماندگان خودش نگذاشت. نه مقصود اموال -ایشان که چیزی نداشته است- موقعیّت نگذاشت، توصیه نگذاشت، حساب و کتاب نگذاشت؛ 

  • خودتان می‌دانید، هر کسی خودش می‌داند، ما آمدیم وظیفه‌مان را تا اینجا بیان کردیم، تکلیف را آمدیم تا اینجا بیان کردیم، ما رفتیم، هر کسی می‌داند چه مسیری را برود و چه راهی را نرود.

  • این را می‌گویند توحید؛ این را می‌گویند شخصی که موحّد است. نمی‌آید بگوید که ﴿قُل لَّآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًا إِلَّا ٱلۡمَوَدَّةَ فِي ٱلۡقُرۡبَىٰ﴾1 این حرف را که نمی‌آید بزند، این برای کیست؟ آن برای پیغمبر و ذَوالقربی است که ائمّه‌اند دیگر. نمی‌آید بگوید که شما می‌خواهید با من چه کنید، بعد از من چه کنید. این حرف‌ها را که نمی‌آید بزند.

  • یک مسئله‌ای را من خدمتتان بگویم و این مسئله را فقط من شاهدش بودم، کسی دیگر نبود. مرحوم آقا در شب وفاتشان در بیمارستان بودند و به‌واسطه التهاب و کسالت قلبی تا صبح نخوابیده بودند. من وقتی که رسیدم به مشهد و رفتم در بیمارستان، تقریباً یک ساعت به اذان صبح بود و آنجا خیلی از دوستان بودند و می‌گفتند که: ایشان اصلاً شب تا صبح می‌گفت، می‌خندید با همه شوخی می‌کرد؛ بعد از نماز صبح آن‌طوری که نقل می‌کنند برای ایشان تقریباً حالت وقفه‌ای پیدا شد و به‌طور کلی صفحه مانیتور اصلاً صافِ صاف شده بود و بعد از چند دقیقه دوباره این قلب به کار افتاد، بعد از آن جریان، ایشان دیگر صحبت نکردند؛ یعنی اصلاً مشخص بود که خلاصه گفتند: دیگر قضیّه تمام است و حدود سه ساعت طول کشید در این سه ساعت فقط من بودم و دوتا از دوستان، دو سه‌تا از دوستانی که خوب اینها پزشک بودند و کسی دیگر نبود. از اقربا و از رفقا کسی نبود. فقط ایشان تنها حرفشان در این مدّت این بود که تشنه‌شان می‌شد و می‌گفتند: به من آب بده! من یک مقداری آب با قاشق می‌ریختیم توی دهان ایشان؛ همین! حتّی ایشان به من نمی‌گفتند حالت چطور است، از کجا آمدی، چطوری؛ ابداً و فقط یک ذکری را ایشان مشغول بودند؛ من این مطلب را هم گفته‌ام. چه مسئله‌ای موجب شد که ایشان -با وجود اینکه من قطع دارم، همان‌طوری‌که قطع دارم الآن این چراغ در جلوی ما روشن است، قطع دارم ایشان نسبت به رفتن خودشان اطّلاع داشت- هیچ قضیّه و مطلبی راجع به بعد از خودشان به من نگویند. این مسئله چه بوده است؟

    1. . الشورى، 23