
امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
32نكتهای كه بعد از مرحوم آقا تذكر میدادم كه: بینش هر كس در هر قضیهای برای خود اوست و نباید به دیگری منتقل شود، برای این بود كه مشكلاتی كه در امروز پیدا میشود را میدیدم و احساس میكردم. و در اینجا قسم میخورم بینی و بین اللَه كه از زمان ارتحال مرحوم آقا تا الآن، نسبت به این جریانات كمترین تغییری در بینش من پیدا نشده است، و همین مطالبی را كه امروز احساس میكنم،
در همان زمان بعد از مرحوم آقا هم احساس میكردم و قضیه برای من هیچ فرقی نكرده است.
باری، از مطالب مطروحه روشن شد كه: معنای وصایت چیست و چه جایگاهی در حركت انسان دارد. وصایت یك امر الزامی نیست كه هر شخصی موظّف باشد به فردی به عنوان وصی مراجعه كند؛ كما اینكه مرحوم قاضی در زمان خود به شاگردانشان میگفتند به آشیخ جواد انصاری مراجعه كنید درحالیكه برای خود وصّیظاهر تعیین كرده بودند. علّامه طباطبائی كجا به كسی مراجعه كرد؟! و اصلًا مگر ممكن است شخصی كه در مرتبه بالاتر قرار دارد، به وصّی ظاهری مراجعه كند كه او در مرتبه پایینتر است؟! اصلًا مگر چنین چیزی عقلًا امكان پذیر است؟! این بینش و روش همان فرو افتادن در خطر است.
در راه خدا منازعه و مخالفت و تحمیل وجود ندارد
و امّا اگر هر كسی بر اساس این بینش و روش صحیح و استوار حركت كند، نه مسألهای پیش میآید و نه تضادّی واقع میشود؛ چنانچه در باب تقلید عدّهای از فلان مرجع تقلید میكنند و عدّهای هم از مرجعی دیگر تقلید میكنند و هیچ نزاع و ناراحتی هم در بین آنها نیست. مرجعی گفتن تسبیحات اربعه را سه بار لازم و دیگری یك بار را كافی میداند، و یا در باب رفع نجاست، یكی میگوید یك مرتبه آب ریختن كفایت میكند و دیگری سه مرتبه را لازم میداند. در این روش، دعوا و مشكلی هم وجود ندارد.
