
امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
30در مبانی اعتقادی فقط خبر واحدِ قطعیالصّدور و قطعیالدّلالة قابل پذیرش است
چارهای جز این نبود كه این مطالبی را كه تا به حال كسی از من نشنیده به این كیفیت باز و حلاجی كنم. مطلب دیگری را كه در اینجا عرض میكنم و حلّ مشكلی است كه همه دارند و مطرح میكنند، ایناست كه: در مبانی اعتقادی، خبر واحد نمیتواند حجّت باشد.
البته این مطلب، تنها حرف من نیست؛ مبنای علّامه طباطبائی و سایر بزرگان هم این است كه خبر واحد حجت نیست الّا اینكه قطعیالصّدور و قطعیالدّلالة باشد. مثل اینكه خود انسان از امام علیهالسّلام مطلبی را بشنود و همان لحظه عین الفاظ امام را هم ثبت كند؛ نه اینكه امروز حرفی را از امام بشنود و فردا آن را یادداشت كند، این فایدهای ندارد.
سعادت و شقاوت انسان به مبانی اعتقادی بستگی دارد
زیرا در مبانی اعتقادی كه موت و حیات، و بهشت و جهنم، و سعادت و شقاوت انسان به آن بستگی دارد، در این مسائل كه مسائل حیاتی است، رجوع به خبر واحد ولو از شخص مورد وثوق، از درجه اعتبار ساقط است؛ خصوصاً با توجّه به اینكه آن روایت از همین فرد موثَّق به اطوار مختلف نقل شود، كه دیگر واویلاست! در اینصورت كه امروز به این نحو بیان كند و روز دیگر به نحوی دیگر، اصلًا حجیت ندارد.
وظیفه سالك در صورت عدم دسترسی به ولی كامل
اینجاست كه این ملاك كلی كه عبارت است از: عمل بر طبق دستور، و نیز مسأله عقلی رجوع به فردی كه اطّلاع او نسبت به قضایا بیشتر از انسان است، جای خود را باز كرده و معنا پیدا میكند. و البتّه از آن طرف هم قلب انسانِ صاف و پاك و تسلیم خدا است كه میگوید: «خدایا! اگر دست ما به ولی تو برسد از او اطاعت میكنیم» و هیچ حرفی هم ندارد؛ و إلّا اگر چنین نباشد معاند بوده و عمل او خلاف است و در جهت خلاف طریق حركت كرده است. و این عبارت است از سلوك و طریق واضح و صراط مستقیم.
