
امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
امكان طىّ طریق، قبل از وصول به ولىّ الهى
29آنها هیچگاه نمیگفتند: آقای حدّاد ولی نیست، و إلّا مرحوم آقا به آنها میگفتند بروید و ایشان را امتحان كنید و اگر برای شما بینكم و بین اللَه ثابت شد كه ایشان ولی نیست، ما مطلب شما را میپذیریم.
شاگردان مرحوم انصاری قدرت مقابله با منطق آقای حدّاد و علّامه طهرانی را نداشتند
آنها دیدند نمیتوانند با منطق مرحوم حدّاد و مرحوم آقا مقابله كنند، و اگر بخواهند با این تفكّر به خدمت حضرت حدّاد برسند مفتضح میشوند؛ زیرا او ولی است و ولی آن كسی است كه بر تمام شراشر وجودی افراد تسلّط ولایی دارد و هر مطلبی را كه بخواهد از زوایای نفس بیرون میكشد و تیر را به هدف میزند و لذا ولایت او را نمیتوان انكار كرد. چون دیدند این راه بسته است آمدند و مطلب را از ریشه زدند و گفتند: بعد از مرحوم آقای انصاری حتّی اگر ولی هم وجود داشته باشد اصلًا ما به او نیازی نداریم. اینجا بود كه مرحوم آقا آمدند و لزوم رجوع به ولی و استاد زنده را برای افرادی كه ناقصند مطرح كردند و به اثبات رساندند.
و البتّه ما هم نسبت به این قضیه حرفی نداریم و حتّی الآن هم همین را میگوئیم كه: ما اگر ولی كاملی داشته باشیم و یا شخصی دیگر را بشناسیم كه از نظر باطن ملزم به مراجعه به او بوده باشیم ولو اینكه او ولی نباشد، باید از او اطاعت كنیم. و در این مسأله حرفی نیست و كسی در آن شكّی ندارد.
بنابراین، تفاوت و افتراق بین این دو قضیه روشن شد كه در آنجا شاگردان مرحوم آقای انصاری میدانستند كه استاد و ولی وجود دارد و لذا از ریشه لزوم مراجعه به استاد را انكار كرده و میگفتند: ما نیازی به ولی نداریم؛ امّا در اینجا ما نمیدانیم ولی كیست. بله، اگر خدا خودش ولیی را برای ما معرّفی كند و انكار كنیم مسأله دیگری است.
