
حقیقت و معناى سیر و سلوك الهى
حقیقت و معناى سیر و سلوك الهى
16این افراد آنچنان كه در عكسها با سبیلهای از بناگوش دررفته معرّفی میشوند، نبودهاند. شمر از فرماندهان و سرلشگران جنگ صفّین بود، و در ركاب أمیرالمؤمنین شمشیر میزد، و حتّی شمشیری به صورتش خورد كه اگر قدری محكمتر خورده بود، شهید شده بود!1
این مسأله بسیار مهمّی است كه مردم او را برای ادای شهادت به محاكم میبردند؛ یعنی چنین افراد وجیهی بودند ولی مشكل آنان این بود كه به آنچه كه میدانستند عمل نكرده بودند. انسان واقعاً از این قضایا در عجب میماند. این اخلاق و رفتار و مواجهه و كردار بزرگان بود كه افراد را جذب میكرده است. چنانچه امام سجاد علیهالسّلام میفرمایند: «كونوا دُعاةَ النّاسِ بغير ألسِنَتِكم؛2 مردم را با غیر زبانتان (با عملتان) به سوی خدا دعوت كنید.»
ملاكهائی كه مرحوم علّامه درصدد بیان آن بودند
بنابر آنچه گذشت این مطالبی را كه بزرگان بیان میفرمودند، برای این بود كه ملاك به دست ما بدهند؛ ملاكهائی مانند: گذشت، انفاق، ایثار، تعقّل، تفكّر، دستخوش هوا و احساس نشدن، موقعیت را سنجیدن، خود را در برابر دیگران مساوی دیدن، خود را در برابر خدا عبد دیدن، اختیاری را در خود ندیدن و خود را تسلیم اراده و مشیت خدا كردن. اینها همان مطالبی بود كه مرحوم آقا در این سالیان دراز (بیست و دو سالی كه ایشان از نجف به طهران مهاجرت كردند) بیان میفرمودند.
مرحوم علّامه تنها مرد عمل به آنچه كه خود میگفت
و من گمان میكنم هیچ كسی غیر از خودشان به این حرفها عمل نمیكرد؛ یعنی ایشان هم گوینده بود و هم عمل كننده. با شناختی كه ما نسبت به ایشان داشتیم واقعاً ایشان در مقام صداقت و عدالت و حفظ امانت و ایثار و انفاق و مردانگی و غیرت، بالادست نداشت!
یعنی هرچه را كه میگفت جلوتر از گفته خود، عمل میكرد و در عمل از همه جلوتر بود.
در همان ایام روزی به عدّهای گفتم: این حرفهایی را كه امشب آقا زدند فقط باید خودشان به آن عمل كنند. فقط ایشان مردش بود و تا آخر هم ایستاد و بهرهاش را هم برد، و البتّه هر كسی به هر اندازه عمل كند بهره میبرد.
- وقعة الصفين، ص ٢٦٧.
- الكافى، ج ٢، ص ٧٧؛ بحار الأنوار، ج ٦٧، ص ٣٠٩.
