حقیقت و معناى سیر و سلوك الهى
13سالك واقعی در خود احساس درد میكند و تمام توجّهش به ولی خداست
سالك واقعی كسی است كه در وجود خود احساس درد دارد و ما الآن درد نداریم، سالك كسی است كه عار دارد و ما الآن بیعار هستیم، سالك كسی است كه عقل و ادراك دارد؛ اگر واقعاً انسان به این مرحله رسید، آنوقت اسم سالك بر او صدق خواهد كرد.
ما در گذشته نزد بزرگانی بودیم و افرادی را میدیدیم كه وقتی به حضور این بزرگان میرسیدند فقط منتظر این بودند كه این و آن چه میكنند و چه رفتاری دارند و چگونه نماز میخوانند و چگونه روزه میگیرند؛ آخر به تو چه ربطی دارد؟! تو اكنون الماسی گرانبها در دست داری و آنوقت دائماً به اینطرف و آنطرف چشم دوختهای كه دیگران چه در جیب دارند و به چه مقام و مرتبهای رسیدهاند و چه گفتند و چه حرفی زدند؟! آخر ما كه خود هزار بدبختی و بیچارگی داریم، تا كی باید تا این حدّ جاهل باشیم كه درد خود را فراموش كنیم و به دنبال دیگران برویم؟!
من خود شاهد بودم كه مرحوم آقای حدّاد بارها به یكی از شاگردان میفرمودند: به تو چه مربوط است كه این شخص آمده و فلان كار را كرده است؟! آخر تو چهكارهای؟! به تو چه ربطی دارد كه فلانی اینجا آمد و رفت دارد، و فلان كار را كرده است؟! آخر مگر تو قیم و ولی و وكیل اینها هستی؟! بیا و استفادهات را بكن و برو این مطالب را به كار ببند!
علّامه طهرانی، تنها فردی كه در خدمت حضرت حدّاد سرگرم به خود بود
از میان تمام شاگردان آقای حدّاد، تنها كسی كه سرگرم به كار و راه خود بود، پدر ما بود كه میآمد و مینشست و واقعاً به هیچ چیزی كار نداشت.
چرا چنین بود؟ چون ایشان درد داشت و آنها نداشتند؛ ایشان در درون خودش احساس مرض میكرد و به دنبال معالجه بود و آن شخص نه احساس درد میكرد و نه به دنبال چاره میرفت. و دائماً به این و آن ایراد میگرفت كه تو در اینجا این كار و تو فلان كار را انجام دادی، و بدبخت مسكین تمام عمرش را به این حرفها گذراند.

