
هدایت تكوینى و تشریعى ائمّه علیهم السّلام
رابطه بین هدایت وولایت
هدایت تكوینى و تشریعى ائمّه علیهم السّلام
12صداقت قلبی، شرط هدایت و دستگیری
امام عسکری علیه السّلام میفرماید: «من در زندان هستم ولی روحم بر تمام مُلک و ملکوت اشراف دارد.» اگر شخصی واقعاً دل خودش را صاف کند و مقصود او از این دنیا صیانت دین باشد -کلام امام علیه السّلام است، حرف من نیست، مطلبی را که امام علیه السّلام بگوید خودش هم پشتش است- کسی از افراد، از این قوم، از این مؤمنین، از شیعیان ما، اگر منظورش صیانت دین باشد و تعظیم ولیّش باشد، یعنی در راستای اهداف وَلیّ دارد حرکت میکند، خدا نمیگذارد دست اینها بیفتد! پس ما اینجا چکارهایم؟! منِ امام علیه السّلام اینجا چکارهام؟! بدن من در حصر است، روحم اینجا چهکاره است؟ ما نمیگذاریم دست اینها بیافتند، بلکه خدا یک مؤمنی را در سر راهش قرار میدهد. میخواهد از این طرف برود، یک دفعه به ذهنش خطور می کند که امروز برود فلان جا، برود یک جایی را زیارت کند. میرود در یکجا زیارت، به یک شخصی برخورد میکند؛ سلامٌ علیکم، حال شما چطور است؟ احوال شما چطور است؟ خُوب چه خبر آقا؟ فلان جا تشریف بیاورید. این کیست؟ مأمور خداست، آمده مسیر این را برمیگرداند، مسیر را میآید عوض میکند؛ «یُقَیِّضُ لَهُ مُؤْمِنًا و یَقِفُ بِهِ عَلَی الصَّوابِ» «یک مؤمنی را میآورد و او را در راه راست قرار میدهد» حالا که این مؤمن را آورد، یک کار دیگر هم خدا در اینجا میکند،«فیُوَفِّقُه الله لِلْقَبُولِ مِنْه» «هرچه این میگوید او هم گوش میدهد» نه اینکه سرپیچی کند، گوش میدهد، خدا میآید اینها را در راه قرار میدهد.
حکایتی از مرحوم آیة الله انصاری در بارۀ هدایت یافتن یکی از اعیان همدان
مرحوم آقای انصاری -رضوان الله علیه- یک وقت نقل میکردند و میفرمودند که:
یکی از این اعیان همدان با این طائفه گنابادیها خیلی ارتباط داشت و رفیق بود و رفتوآمد داشت و خلاصه متأثر از آنها بود، تا اینکه از آنها کارهای خلاف شرعی میبیند و نمیتواند، وجدانش، منطق و عقلش نمیتواند قبول کند- خلاف، خلاف است، هر کسی میخواهد باشد؛ عمل خلاف را خداوند متعال امضاء نمیکند- و چون خیال میکند که این راه و حرکت بهسوی خدا فقط منحصر در این طائفه بوده که اینها ادّعا داشتند، لذا اصلاً بهطور کلّی از تمام این جریانات و از تمام اینها همه بریّ و بیزار و دلسرد میشود و راه خدا را بسته میبیند و دیگر اصلاً بهطور کلی انکار میکند. هر کسی هم دیگر با او میآمد و صحبت میکرد، نتیجهای نداشت و میگفت: نه آقا، همه اینها کلاهبرداری است و سر مردم کلاه گذاشتن است و گول زدن است و امثال ذلک و اینها فقط در امام علیه السّلام میتواند تجلّی پیدا کند و بقیّه به دنبال اغواء مردم هستند.
