
هدایت تكوینى و تشریعى ائمّه علیهم السّلام
رابطه بین هدایت وولایت
در این مجلس حضرت استاد رصوان الله تعالی علیه به دنبال سلسله بحث های تفسیر حدیث عنوان بصری با ذکر ادله و مثالهای مختلف به تبیین و تعریف موضوع هدایت الهی و کیفیت بروز و ظهور آن از طریق نفس قطب عالم امکان حضرت بقیه الله الاعظم و اولیای الهی می پردازند و با تشریح مسئله ولایت و نحوه اشراف و حضور آن در همه عرصات وجودی انسان، وعده الهی را که در کلام معصوم مبنی بر هدایت طالبان حق تجلی یافته، حتمی و قطعی دانسته و با بیانی شیوا و رسا و ذکر خاطرات و شواهد به اثبات آن می پردازند.
هدایت تكوینى و تشریعى ائمّه علیهم السّلام
توضیحات:
در این مجلس حضرت استاد رصوان الله تعالی علیه به دنبال سلسله بحث های تفسیر حدیث عنوان بصری با ذکر ادله و مثالهای مختلف به تبیین و تعریف موضوع هدایت الهی و کیفیت بروز و ظهور آن از طریق نفس قطب عالم امکان حضرت بقیه الله الاعظم و اولیای الهی می پردازند و با تشریح مسئله ولایت و نحوه اشراف و حضور آن در همه عرصات وجودی انسان، وعده الهی را که در کلام معصوم مبنی بر هدایت طالبان حق تجلی یافته، حتمی و قطعی دانسته و با بیانی شیوا و رسا و ذکر خاطرات و شواهد به اثبات آن می پردازند.
هدایت تكوینى و تشریعى ائمّه علیهم السّلام
11یک وقت میبینی روز قیامت شد، وقتی پرونده أعمال را آوردند، البتّه خُوب این مسامحه است، آن جهت تجرّدی که در روز قیامت برای انسان پیدا میشود، تمام خصوصیّات و تمام مسائلی را که بر او گذشته است به صورت علم حضوری، یعنی به صورت نفس واقعه، در وجود خود میبیند. یعنی همانطوریکه الآن شما خودتان را در اینجا احساس میکنید، تصوّر میکنید، کسی نمیآید به شما بگوید: آقا شما در این مجلس حضور دارید. کسی میآید به شما بگوید؟ اگر کسی به شما نگوید شما این را نمیفهمید؟ نه، خود نفس حضورتان در این مجلس، این علم حضوری است. در روز قیامت همین مجلس را احساس میکنید در آن قرار دارید نه اینکه میآیند به شما نشان میدهند؛ نوار نیست که بیایند به شما نشان بدهند، نه، حضور را در این مجلس به شما ارائه میدهند؛ یعنی انگار دوباره تاریخ برای شما تکرار شده است. یعنی تاریخ میآید و شما را در آن واقعهای که انجام دادید قرار میدهد؛ این را میگویند تجرّد. آن وقت در آنجا، انسان احساس میکند امروزش را عمل صالحی انجام داده، دو روز بعد را عمل صالحی انجام داده، بین این دو روز کاری انجام نداده، آنجا آن وقت ندای «واحَسرَتا»یش بلند است؛ چرا بین این دو روز [کاری] انجام ندادهام؟! و کاری هم دیگر نمیشود کرد. امروز خوب، دو روز بعد خوب، این وسط چیست؟ نه، یک روز...، دوباره دو روز بعد همینطور، دوباره یک روز، دوباره این ساعت، همینطور، پس بنابراین:
صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق *** نیست فردا گفتن از شرط طریق یک چشم زدن غافل از آن یار نباشیم *** شاید که نگاهی کند آگاه مباشیم نگوییم: إنشاءالله بعد، فردا میآید، نگوییم بعد إنشاءالله پیدا میشود، خدا به ما عمر میدهد؛ چه کسی تضمین کرده؟ عمر ما را چه کسی تضمین کرده؟ انسان باید طوری زندگی کند و طوری باشد که وقت خود را مَرضیّ خدا بداند. اگر اینطور شد، هر لحظه که مرگ پیش بیاید آن لحظه برایش سعادت است.
