
حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت
عدم انحصار هدایت، به ارتباط ظاهری با مقام ولایت
حقیقت ولایت و كیفیّت هدایت
10شما که میگویید «من مسلمان هستم» یعنی چه؟ یعنی تابع پیغمبر هستم؛ «تابع پیغمبر هستم» یعنی چه؟ یعنی تمام اوامر و نواهی او برای من واجبالإطاعه است. آنوقت با توجه به چنین لوازم و ملزوماتی کلام صریح پیغمبر را انجام نمیدهیم! خب تو چه مسلمانی هستی؟!
امیرالمؤمنین هم میگوید:
«بسیار خُب! حال که قرار بر این است، ما هم میرویم در منزل مینشینیم، و آنوقت است که باید به سراغ ما بیایید!»
و اینجا است که یهودی میآید از جناب خلیفه سؤال میکند و او نمیتواند جواب بدهد، سراغ علی میفرستند؛1 یا آن عالم نصرانی میآید سؤال میکند، وقتی که از جواب میمانند، سراغ علی میفرستند؛2 یا وقتی میخواهند آن زن را به ظلم حد بزنند و در حکم او میمانند، سلمان میآید به علی میگوید: یا علی، به داد برس! یک آدم نادان دارد قضاوت میکند؛3 و یا وقتی که میخواهد جنگی انجام بشود، خود عمر برای مشورت دربارۀ جنگ سراغ علی میآید.4 [درست است که] علی در منزلش مینشیند و کاری ندارد، اما دلش میسوزد!
این عبارت بود از [خصوصیات زمان] امیرالمؤمنین علیه السّلام در این وهله و مرحلۀ خاص.
تبیین ارتباط ائمّه با مردم
و وقتی که در مورد سایر ائمّه نگاه میکنیم، میبینیم ائمّه در بعضی از اوقات در دسترس نبودند؛ امام حسن علیه السّلام در بسیاری از اوقات تحتنظر بودند و افرادی که به منزل حضرت رفتوآمد میکردند در تحتِ نظر حکومت مدینه بودند. امام سجّاد همینطور بودند؛ امام صادق همینطور بودند؛ موسی بن جعفر همینطور بودند. در زمانهای مختلفِ خلفای بنیامیّه و بنیمروان و بنیعباس، ما موارد و مقاطعی را میبینیم که بههیچوجه من الوجوه شخصی نمیتوانست با امام علیهالسّلام ارتباط داشته باشد مگر خیلی بهندرت!
کیفیتِ هدایت مردم و ارتباط با امام
ارتباط با امام یعنی حلّ مسائل، یعنی هدایت، یعنی راهنمایی؛ خُب در این صورت تکلیف چیست؟ آیا هدایت پروردگار منوط به ارتباط با امام است؟ اگر اینطور است، پس هدایت به افرادی اختصاص دارد که همسایۀ امام یا در محلّۀ امام باشند، آنهم در زمانی که بتوانند با امام ارتباط داشته باشند؛ اما شهرهای دیگر چطور؟ اینها که امام را نمیدیدند! پس باید باب و درب هدایت برای آنها بسته باشد؟!
- رجوع شود به الإرشاد، ج ١، ص ٢٠١.
- رجوع شود به الفضائل، ابن شاذان، ص ١١٦.
- رجوع شود به الإستیعاب، ج ٣، ص ١١٠٣.
- رجوع شود به نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٢٠٣.
