
عید غدیر، عید ولایت و مقام علم امیرالمؤمنین علیهالسلام
عید غدیر، عید ولایت و مقام علم امیرالمؤمنین علیهالسلام
20این آقا سیّد محمّدصادق، در مدرسۀ علوی کلاس هفت بود، من یک شب خواستمش و گفتم: آقاجان! من خودم دیپلم گرفتم، آلمانی هم صحبت میکردم بهطوریکه کسی نمیتوانست از من غلط بگیرد، عمرمان را خیلی آنجاها گذراندیم، ولی من الآن پشیمانم که چرا این مقدار از عمر خودم را آنجاها صرف کردم! و شما هم فرزند من هستی و من وظیفه دارم که حقّ پدری را نسبت به شما ادا کرده باشم. شما نگو: «حالا که شما اینقدر تفسیر قرآن خواندی، حدیث خواندی، فقه خواندی، نجف رفتی، قم رفتی؛ من هم میروم.» درست است، و لیکن اگر من آن مقداری را که در آن راه صرف کرده بودم و آن استعدادها و قوا و آن بیداری شبها را هم به این راه اضافه کرده بودم، بهتر نبود؟!
گفتم: الآن هنوز وقت داری. حالا به مدرسه برو و درس بخوان، بحثت را هم بکن، معادلۀ درجۀ سه را حل کن، منحنیها را هم بکش، شیمیات هم کامل بشود، ریاضیات هم کامل بشود، یک مهندس خوب هم بشو، و بعد بگو: «میآیم درس علم میخوانم.» فرضاً اینها همه درست، ولی آیا برای تو اتلاف عمر هست نسبت به این مقصدی که داری یا نه؟ اگر این عمرت را در اینجا صرف کنی بهتر نیست؟ حفظ قرآن کنی، حفظ نهج البلاغه کنی، ادبیات را از حالا شروع کنی و زودتر جلو بیفتی، بهتر نیست؟
گفت: چرا آقاجان بهتر است.
ایشان درس میخواند و بعضی از فامیل خودمان تعجّب میکردند و میگفتند: آقا، درس میخواند؟! سرد نشده است؟! خب آقا چه اشکال دارد انسان دکتر بشود و بحث دینی هم بخواند؟ مگر دکترها نباید تبلیغ یاد بگیرند؟!
بله، امّا اوّل یک دکتر پیدا کن که درست مقلّد باشد؛ دکترها همۀ دین و آیین را روی مَذاق خودشان توجیه میکنند، نه اینکه خودشان را بر اساس دین پایین بیاورند! آن کسانی که میخواهند در دین وارد بشوند باید تخلیۀ ذهن کنند؛ و علاوه، آن کسی که میخواهد قدم استوار بگذارد باید تمام قوایش را در این راه صرف کند.
