عید غدیر، عید ولایت و مقام علم امیرالمؤمنین علیهالسلام
11اعلان ولایت و خلافت امیرالمؤمنین علیه السّلام از اوائل بعثت
در آن وقتی که امیرالمؤمنین سیزده سالش بود، پیغمبر گفت: «أنتَ خلیفتی! راضی هستی به من کمک کنی؟» امیرالمؤمنین دست بیعت داد و پیغمبر با امیرالمؤمنین در آن مجلس بیعت کردند. مردم برخاستند و به أبوطالب لبخند زدند و گفتند: «ای أبوطالب! این محمّد امر کرد که تو بیا از بچّۀ سیزده سالهات اطاعت کن!» برخاستند و رفتند.
و این را سنّیها میگویند و همگی نوشتهاند، و الآن دو دوره تاریخ طبری به دو چاپ در منزل ما هست که نوشته است: «إن هذا أخی و وصیّی و خلیفتی فیکم، فاسْمَعوا له و أطیعوا.»1 در همان وقتی که امیرالمؤمنین سیزده سالش بود!
به همین جهت بود که دکتر حسین هیکل در کتاب حیات محمّد نصف همین مطلب را در وهلۀ اوّل طبع کرد، و بعد دید که نه، این مطلب خیلی عجیب شد و یک سندی است در دست شیعه؛ لذا آن را در مرتبۀ دوّم حذف کرد!2
من در خیلی از کتب بزرگانِ سنّیها خواندهام که آنها صراحتاً میگویند:
همۀ مطالب را نباید نوشت؛ زیرا که این مطالب به دست بعضی میافتد و سند حربه بر علیه ما میشود! (یعنی حقایق را بفهمید، امّا نگویید.)
یادداشت دارم که فلان کتاب، صفحۀ فلان، چنین مطلبی گفته است.3
روز اوّل که پیغمبر فرمود: ای مردم، من پیغمبرم! همان روز گفت: «این امیرالمؤمنین و ولیّ شما و صاحب اختیار شما است!» پس نبوّت با ولایت توأم است. همینطوریکه توحید با نبوّت یکی است، نبوّت هم با ولایت یکی است، توحید و نبوّت و ولایت با هم یکی هستند.
از آن وقت پیغمبر گفت و گفت تا همین روز عید غدیر که دو ماه مانده بود که از دار دنیا برود، تمام مردم را جمع کرد، جلوییها آمدند و عقبیها هم رسیدند:
ای مردم، مَن کُنتُ مَولاه فهذا «این!» فهذا علیٌّ مَولاه!
«آن کسی که من مولای او هستم، این علی مولای اوست!»
- تاریخ الطبری، ج ٢، ص ٦٣. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون إسناد این حدیث از کتب علمای اهل سنّت رجوع شود به امام شناسی، ج ١، ص ٨٧ ـ ٩٥.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ١، ص ٩٣.
- رجوع شود به امام شناسی، ج ٧، ص ١٤٩ و ٢١٢.

