
عید غدیر، عید ولایت و مقام علم امیرالمؤمنین علیهالسلام
عید غدیر، عید علم است. عید غدیر، عید معرّفی حق. فضایل امیرالمؤمنین علیه السّلام از زبان احمد بن حنبل و شافعی. حذف «حیّ علی خیر العمل» از اذان توسّط عمر. عید غدیر، عید معرّفی ولایت. عدم قدرت هر کس غیر از امیرالمؤمنین علیه السّلام در تحمّل ولایت. اعلان ولایت و خلافت امیرالمؤمنین علیه السّلام از اوائل بعثت. استشهاد رسول خدا به قرآن در ولایت بر مؤمنین. کیفیّت معرّفی امیرالمؤمنین علیه السّلام در غدیر خم. سرنوشت غمانگیز مالک بن نویره به علّت امتناع از ادای زکات به غاصب خلافت. بیعت گرفتن رسول خدا از حاضرین در غدیر خم جهت ولایت امیرالمؤمنین علیهما الصّلاة و السّلام. نعمت ولایت، بالاترین نعمتها. تفسیر آیه ﴿تَفَسَّحُواْ فِي ٱلمَجَٰلِسِ﴾. آداب زیارت مراقد مشرّفه. وابستگی رفعت مقام به علم و تقوا. علم ظاهر و علم باطن. علاّمه طهرانی: یکی از علائم صحّت صراط ما میل دوستان ما به علم است. بین کسب علم با دیگر کارها فرق است از زمین تا آسمان. مراسم عمامهگذاری یکی از رفقا و چگونگی میل او به معارف اسلامی.
عید غدیر، عید ولایت و مقام علم امیرالمؤمنین علیهالسلام
6شافعی میگوید:
ای افرادی که حج میکنید و از عرفات به مشعر و از مشعر میخواهید به منیٰ بروید، و از منیٰ به مکّه بیایید، در مُحسَّر (مکان مخصوصی است که تمام افراد از آنجا کوچ میکنند، در نَفْر اوّل که روز دوازدهم و نَفْر دوّم که روز سیزدهم است، تمام آن جمعیّت یکسره از منیٰ حرکت میکند برای مکّه) یکی از قول من فریاد بزند و بگوید که: جان و پوست و گوشت من با محبّت علی و آل او آمیخته شده است، میخواهید به من شیعه بگویید یا نگویید، میخواهید رافضی بگویید یا نگویید؛ اگر این محبّت رفض است، تمام ثَقْلان (یا ثَقَلان) شهادت بدهند که من رافضی و شیعه هستم!1
چرا؟ چون کار امیرالمؤمنین بر اساس صدق و بر اساس حق بود، امیرالمؤمنین دروغ نمیگفت، منطق او منطق حق بود، منطق امیرالمؤمنین منطق رسول خدا بود، منطق واقعبینی بود، منطق علم و ادراک بود.
به نظرم میآید در یکی از شبهای سهشنبه برای رفقا در مسجد، مطلب به اینجا رسید که ما از اعمال و رفتار هریک از خلفا میتوانیم افکار آنها را بخوانیم و بسنجیم و ببینیم که چه قِسم طرز تفکّر داشتند و چه قسم فکر میکردند و روحیّۀشان چه بود؟
حذف «حیّ علی خیر العمل» از اذان توسّط عمر
عمَر «حیّ علیٰ خیر العمل» را از اذان برداشت و گفت:
علّت اینکه من «حیّ علیٰ خیر العمل» را برمیدارم این است که اگر مردم این ندا را بدهند، معنی این ندا این است که بهترین کارها نماز است، آنوقت دیگر به جهاد حاضر نمیشوند؛ پس من این را برمیدارم که مردم به جهاد حاضر بشوند.2
عمر این کار را کرد؛ و الآن هم سنّیها «حیّ علیٰ خیر العمل» نمیگویند! و خودشان هم معترفاند که یکی از چیزهایی که پیغمبر در اذان میفرمود و مردم در زمان أبوبکر هم در اذان میگفتند و بعدها هم در زمان ابوالحسن میفرمودند، و عمر برداشت، همین «حیّ علیٰ خیر العمل» در اذان است.3
- تاریخ مدینة دمشق، ج ٩، ص ٢٠؛ تفسیر رازی، ج ٢٧، ص ١٥٩؛ امام شناسی، ج ١٦ و ١٧، ص ٤٦٠.
- الإیضاح، فضل بن شاذان، ص ٢٠٢؛ بحار الأنوار، ج ٣٠، ص ٣٥٧.
- همان مصادر. همچنین رجوع شود به امام شناسی، ج ٣، ص ١١٧.
