
عید غدیر، عید ولایت و مقام علم امیرالمومنین علیه السلام
تبیین جایگاه عید غدیر، موضوع ششمین جلسه از مجموعۀ «سالک آگاه» است که در عید غدیر ١٣٩٥ هـ. ق، در جمع مشتاقان آن حضرت، توسط حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) ايراد شده است. حضرت علامه عید غدیر را، «عید علم» و «عید معرفت» دانسته و از این جهت فضیلت آن را مهم ارزیابی میکنند؛ زیرا در عید غدیر، امیرالمؤمنین علیهالسلام به عنوان مفسّر حقیقی (صاحب تأویل) قرآن و باب علم نبوی معرفی شدند. ایشان تأکید میکنند که ولایت، روح و حقیقت سایر اعمال عبادی است و بدون آن، هیچ عبادتی به سرمنزل مقصود نمیرسد. سخنران تصریح میکنند که اعلان ولایت، امری مستمر در تمام دوران رسالت پیامبر (ص)، از ابتدای دعوت (یوم الدار) تا آخرین حج (غدیر خم) بوده است. در نهایت، این عید به عنوان روز معرفی راه حقیقی خداشناسی معرفی میشود؛ راهی که تنها از طریق تسلیم در برابر ولایت امیرالمؤمنین (ع) گشوده است.
عید غدیر، عید ولایت و مقام علم امیرالمومنین علیه السلام
توضیحات:
تبیین جایگاه عید غدیر، موضوع ششمین جلسه از مجموعۀ «سالک آگاه» است که در عید غدیر ١٣٩٥ هـ. ق، در جمع مشتاقان آن حضرت، توسط حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) ايراد شده است. حضرت علامه عید غدیر را، «عید علم» و «عید معرفت» دانسته و از این جهت فضیلت آن را مهم ارزیابی میکنند؛ زیرا در عید غدیر، امیرالمؤمنین علیهالسلام به عنوان مفسّر حقیقی (صاحب تأویل) قرآن و باب علم نبوی معرفی شدند. ایشان تأکید میکنند که ولایت، روح و حقیقت سایر اعمال عبادی است و بدون آن، هیچ عبادتی به سرمنزل مقصود نمیرسد. سخنران تصریح میکنند که اعلان ولایت، امری مستمر در تمام دوران رسالت پیامبر (ص)، از ابتدای دعوت (یوم الدار) تا آخرین حج (غدیر خم) بوده است. در نهایت، این عید به عنوان روز معرفی راه حقیقی خداشناسی معرفی میشود؛ راهی که تنها از طریق تسلیم در برابر ولایت امیرالمؤمنین (ع) گشوده است.
عید غدیر، عید ولایت و مقام علم امیرالمومنین علیه السلام
12نگفت: «علیٌّ مَولاه» که بگویند مقصود از علیٌّ مَولاه، خدای علیّ أعلی است، إنّ اللَه علیٌّ است؛ چون راه احتمال باز است. یا میگویند: پیغمبر گفته: «عَلِیٌّ مَولاه» مولاه یعنی پسر عمو؛ ای مردم بدانید این پسر عموی من است.
آیا معقول است که پیامبر صد و بیست هزار نفر مردم را در گرمای بیابان جمع کند، جهازهای شتر را روی همدیگر بچینند، مردم سه روز آنجا معطّل بشوند که روز عید برسد، همۀ مردمی که جلو رفتند عقب برگردند، و عقبیها هم برسند، پیغمبر آن خطبۀ مفصّل را بخواند، و مردم زیر سایههای شتر و زیر سایههای قاطر، و خود پیغمبر هم دم آفتاب برود بالای آن جهازها، علی را روی دست بلند کند و بگوید: ای مردم، این پسر عموی من است! این است معنایش؟!
استشهاد رسول خدا به قرآن در ولایت بر مؤمنین
نه، پیغمبر اوّل استشهاد کرد به آیۀ قرآن و گفت: «ألَستُ أولیٰ بِکُم مِن أنفُسِکُم؟!» چون در آیۀ قرآن داریم: ﴿ٱلنَّبِيُّ أَوۡلَىٰ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ مِنۡ أَنفُسِهِمۡ﴾،1 «پیغمبر بر هر مؤمنی ولایت دارد!» یعنی وقتی پیغمبر در انسان یک چیزی را اختیار بکند، اختیار، اختیار اوست؛ انسان حقّ اختیار ندارد! این معنی ولایت از نظر تشریعی است. از نظر تکوینی هم که معلول اوست.
﴿وَمَا كَانَ لِمُؤۡمِنٖ وَلَا مُؤۡمِنَةٍ إِذَا قَضَى ٱللَهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَمۡرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ ٱلۡخِيَرَةُ مِنۡ أَمۡرِهِمۡ﴾؛2
«هیچ مؤمن و هیچ مؤمنهای (مرد مؤمن و زن مؤمن) چنین حقّی ندارند که وقتی خدا و رسول بر آنها چیزی اختیار کند، آنها بر خلاف رفتار کنند.»
حکم خدا حکم رسول خداست، و حکم رسول خدا حکم خداست. وقتی امروز جنگ است، دیگر زنم میخواهد بزاید، تجارتخانه دارم، بچّهام میمیرد، این حرفها نیست! امروز عبادت است و حجّ است، و زن تو بر تو حرام است! آن زن را باید بگیری، آنکس را باید اختیار کنی. حکم خدا و رسول این است! هیچ حقّی برای هیچکس نیست جز امر رسول خدا.
- سوره أحزاب (٣٣) آیه ٦.
- سوره أحزاب (٣٣) آیه ٣٦.
