
انهدام ارزشهاى اسلامى تحت عنوان تمدن و پیشرفت
روایتی عجیب از پیامبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم راجع به کسب علم. علم نور است و روشن کنندۀ عمل. الآن فقط شیعه در دنیا مورد تهاجم است، چون میگوید: حق!. عدم ترس استعمار از دُوَل اسلامی غیر شیعه. ما با اعمال خودمان امام زمان را کنار زدهایم. لزوم رواج لغات قرآن در زندگی مسلمانان. فرهنگستان رضاخان شروع کرد به تغییر لغات عربی به فارسی. ماههای اسلامی طبق آیه قرآن، دوازده ماه قمری است. اعتراض مرحوم مدرس به تبدیل ماهها و سالهای قمری به شمسی در مجلس. آنهایی ماههای قمری را تغییر دادند که حکم به اعدام شیخ فضلاللَه کردند. نامه ادوارد براون به آخوند خراسانی. شهادت مدرّس در بیست و هفتم ماه رمضان با زبان روزه. سرقت دین و قرآن و ناموس شیعیان به عنوان تمدّن و پیشرفت و فرهنگ ملّی. بخشی از مقالۀ علی دشتی راجع به فردوسی. ملیّت ایرانی و عرب و عجم در منطق قرآن معنی ندارد. مصاحبه با مجسمۀ فردوسی و بیگانه دانستن اسلام. توطئه دشمنان اسلام بر عقیم کردن مسلمین. عدم بقاء حکم مجتهد میّت. شریعتی: «همانند انقلاب پروتستان باید انقلابی در اسلام بشود!». نباید فریب خندۀ دشمن را خورد.
انهدام ارزشهاى اسلامى تحت عنوان تمدن و پیشرفت
9در آنوقت تقیزاده یک آدم مثلاً ملّی و خوشفهم و غیور و پرکار حساب میشد؛ امّا بعد که حکومت را در دست گرفتند، همۀ مخالفین را محو و نابود ساختند.
شهادت مدرّس در بیست و هفتم ماه رمضان با زبان روزه
مدرّس را در بیست و هفتم ماه رمضان یک هزار و سیصد و پنجاه و شش هجری قمری بعد از ده سال تبعید در خواف، در تُرشیز (کاشمر امروزی) آوردند و چند روزی نگه داشتند و در همانجا زهر دادند. مرحوم مدرّس به آن کسانی که مأمور قتل او بودند گفت: «صبر کنید من به آفتاب نگاه کنم و ببینم شما که میگویید این قندآب را من بخورم، آیا آفتاب غروب کرده تا من روزهام را بخورم یا نه؟» گفتند: «آقا چشمت ضعیف است، آفتاب غروب کرده است!» پرده را کنار زدند، دید آفتاب غروب نکرده است. گفتند: «نه آقا، حتماً باید بخوری! حتماً و حتماً!» ایشان آن زهر را خورد ولی زهر اثر نکرد! چند نفر از این گردنکلفتها، سروان بیگلر بیگی، میرزا محمّد آدمکش معروف ترشیز، و چند نفر دیگر برخاستند و به جان سیّد افتادند، عمامهاش را برگردنش پیچیدند و خفهاش کردند، و همان شب بردند سر تپّه و دفنش کردند. این وضعِ کشتن او بود. مدرّس در ماه رمضان، یک ماه روزه گرفته بود. و در این ماهِ آخر هم چون با زبان روزه در زندان خواف بود و از غذای زندان نمیخورد، با نان و ماستِ شبها روزه میگرفت!
ولی اینها در این مجلّه هیچ اسمی از رمضان و از روزه و از بیست و هفتِ رمضان نیاوردند، از یک هزار و سیصد و پنجاه و شش قمری نیاوردند! در مجله دارد که: «در دهم آذر ماه یک هزار و سیصد و شانزده!» آیا اینها عنوان مخالفت با رمضان نیست؟! اینها از بیخ زدن قرآن نیست؟!
قرآن که میگوید: ﴿إِنَّ عِدَّةَ ٱلشُّهُورِ عِندَ ٱللَهِ ٱثۡنَا عَشَرَ شَهۡرٗا فِي كِتَٰبِ ٱللَهِ﴾،1 همین معنایی بود که وقتی در مجلس خواستند برگردانند، مدرّس اعتراض کرد و گفت: «آقا، ما محرّم و صفر میخواهیم!» همین تقیزاده بعد از اینکه در وهلۀ اوّل به شمسی برگردانده بودند و عنوان حَمَل و ثور و جوزا به آن داده بودند، گفت: «آقاجان، محرّم و صفر برای أعمال دینی خودتان باقی باشد؛ ما برای امور سیاسی به اردیبهشت و خرداد برمیگردانیم!»2
- سوره توبه (٩) آیه ٣٦.
- جهت اطّلاع بیشتر بر جریان تبدیل تاریخ قمری به شمسی رجوع شود به امام شناسی، ج ٦، ص ١٧٩ ـ ١٩١؛ رسالۀ نوین، ص ٩٩ ـ ١٠٩.
