اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

انهدام ارزش‏هاى اسلامى تحت عنوان تمدن و پیشرفت

0
سالک آگاه
جلسات

روایتی عجیب از پیامبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم راجع به کسب علم. علم نور است و روشن کنندۀ عمل. الآن فقط شیعه در دنیا مورد تهاجم است، چون می‌گوید: حق!. عدم ترس استعمار از دُوَل اسلامی غیر شیعه. ما با اعمال خودمان امام زمان را کنار زده‌ایم. لزوم رواج لغات قرآن در زندگی مسلمانان. فرهنگستان رضاخان شروع کرد به تغییر لغات عربی به فارسی. ماه‌های اسلامی طبق آیه قرآن، دوازده ماه قمری است. اعتراض مرحوم مدرس به تبدیل ماه‌ها و سال‌های قمری به شمسی در مجلس. آنهایی ماه‌های قمری را تغییر دادند که حکم به اعدام شیخ فضل‌اللَه کردند. نامه ادوارد براون به آخوند خراسانی. شهادت مدرّس در بیست و هفتم ماه رمضان با زبان روزه. سرقت دین و قرآن و ناموس شیعیان به عنوان تمدّن و پیشرفت و فرهنگ ملّی. بخشی از مقالۀ علی دشتی راجع به فردوسی. ملیّت ایرانی و عرب و عجم در منطق قرآن معنی ندارد. مصاحبه با مجسمۀ فردوسی و بیگانه دانستن اسلام. توطئه دشمنان اسلام بر عقیم کردن مسلمین. عدم بقاء حکم مجتهد میّت. شریعتی: «همانند انقلاب پروتستان باید انقلابی در اسلام بشود!». نباید فریب خندۀ دشمن را خورد.

انهدام ارزش‏هاى اسلامى تحت عنوان تمدن و پیشرفت

7
  • این رسالۀ نوین را که حقیر دربارۀ سَنوات شمسی و عدم اعتبار آن از نقطۀ نظر اسلام و بنای اسلام بر ماه‌های قمری نوشتم، مطالعه می‌کنید یا نه؟ کدام کسی است که مطالعه بکند و بتواند به یک حرفش اشکال کند؟! این قرآن است که می‌گوید: مسلمان‌ها! باید ماه‌هایتان را ماه‌های قمری بگذارید؛ و الاّ می‌خورندتان و می‌بلعندتان! خیلی خیلی روشن! کما اینکه بلعیده‌اند و نمی‌فهمیم چطور بلعیدند!

  • اعتراض مرحوم مدرس به تبدیل ماه‌ها و سال‌های قمری به شمسی در مجلس

  • مرحوم مدرّس ـ رحمة اللَه علیه ـ را در روز بیست و هفتم ماه رمضان در تُرشیز زهر دادند و بعد هم عمامه‌اش را بر گردنش پیچیدند و خفه‌اش کردند. مرحوم مدرّس مرد زنده، با فهم، با ادراک، عارف به سیاست انگلستان، عارف به سیاست دُوَل کفر، مردی بود که به دنیا متوجّه نبود، گول نخورد و تا آخر هم گول نخورد.

  • ایشان در مجلسی که خواستند ماه‌های اسلامی را به ماه‌های اردیبهشت و اینها برگردانند، اعتراض کرد. تقی‌زاده که از همان فراماسونرهای معروف و مشهور و از همان مَلاعینی بود که فتوای به دار کشیدن شیخ فضل‌اللَه نوری را امضاء کرد، و قاضیِ محکمه: شیخ ابراهیم زنجانی هم حکم کرد و شیخ فضل‌اللَه را به دار کشیدند. آن مرد عالم، مجتهد، عادل، مرجع تقلید وقت؛ شیخ فضل‌اللَه نوری عالم عادی نبود، مرجع بود!

  • پدر من گفت:

  • من که تحصیلاتم در نجف و سامرّ‌اء و کربلا تمام شد و آمدم طهران، یک روز به پدرم مرحوم آقا سیّد ابراهیم گفتم: در طهران کسی هست که من بروم از درس او هم استفاده کنم؟ خُب، به کارهای علمی که مشغول هستیم، یک درسی هم برویم.

  • پدرم به من گفت: «برو درس شیخ (شیخ فضل‌اللَه).»

  • این حرف برای من گران آمد که ما که در آنجاها اساتیدی مثل آقا میرزا محمّدتقی شیرازی و امثال اینها را طیّ کردیم و از شاگردان او بودیم، حالا پدر من می‌گوید: برو درس شیخ! این شیخ مثلاً چه فضلی دارد که پدر من می‌گوید؟! تعبّداً رفتم؛ ولی در اطاق درس ننشستم، بیرون نشستم که یک درس او را گوش کنم و ببینم که ایشان چه قسم وارد بحث می‌شود، و خلاصه اگر پسندیدم بروم، و اگر نه... . ایشان قَسم می‌خورد که چنان وارد مبحث شد و چنان خروج از مبحث پیدا کرد که تحقیقاً از هیچ‌یک از أعاظم و مراجع نجف و کربلا کمتر نبود.