
عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا
شرایط پیمودن راه پروردگار از نگاه علامه طهرانی
عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا
10«اللَهمَّ ارزُقنا التَّجافَی عَن دارِ الغُرورِ، و الإنابَةَ إلَی دارِ الخُلودِ، و الاستِعدادَ لِلمَوتِ قَبلَ نُزولِهِ.»1و2
از علائم صحّت طریق: میل به عالم معنا و تنفّر از عالم غرور
علامت صحّت طریق این است که: انسان در باطن و نفس خودش ببیند میلش به عالم معنا و حقیقت و عالم نور و پاکی و صدق و خلوص بیشتر است؛ و نسبت به عالم کثرت و دار غرور و اعتبارات و مصلحت اندیشیهای بیخود، و جنگ و نزاعی که میان نفوس است برای اینکه بر یکدیگر غلبه کنند و هریک دیگری را میکوبد تا مقام خودش بالاتر برود و مال زیادتری بهدست آورد، تنفر داشته باشد.
علامت صحّت طریق این است که توجّه انسان به آن عالم زیادتر بشود و از این عالم همواره پهلو تهی کند، و قبل از اینکه موت برسد، انسان مستعدّ شود، یعنی حرکت کند به سوی عالم مجرّدات، حرکت کند به سوی عالم قدس و عالم خلوص، این علامت صحّت طریق است، حالا میخواهد انسان فرش داشته باشد یا نداشته باشد؛ نه داشتن فرش مضرّ است و نه نداشتن فرش مفید.
قدری مسأله از این مسائل بالاتر میآید، یعنی انسان میشود بندۀ پروردگار، فرش روی زمین است، نه در دل انسان، اگر فرش آمد در دل، زنجیرهای فرش به دل بسته شد، این آفت است؛ حالا فرش نمیخواهد باشد گلیم هم باشد، حصیر هم باشد، همین است. اگر انسان رویش بنشیند و زنجیرهای آنها به دل بسته باشد و در قلب انسان حصیر و گلیم باشد، آن آتش است؛ چرا که مثلاً انسان میآید از این فرشهای معمولی که یک قدری در عرف و عادت پایینتر است و مردم به واسطه آن، انسان را زاهدمنش تلقی کرده و به انسان وِجهۀ مقدّسمآبی میدهند، استفاده میکند و این آفت و آتش است؛ امّا اگر فرش باشد و زنجیرهایش به دل بسته نباشد، انسان میگوید: چون خدا گفته باید روی این فرش بنشیند.
- إقبال الأعمال، ص ٢٢٨.
- معاد شناسی، ج ٩، ص ١١٧:
«از ادعیه امام زین العابدین علیه السّلام است که در سجده تکرار مینمودند و ترجمهاش این است: ”بارپروردگارا! به ما روزی کن پهلو از این خانۀ غرور دنیا تهی کنیم، و به سوی خانۀ جاودان آخرت مُجِدّانه دل دهیم، و استعداد مرگ را قبل از رسیدن آن به ما عنایت فرما.“»
