
عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا
شرایط پیمودن راه پروردگار از نگاه علامه طهرانی
عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا
19جمع شدن پرندگان نزد هدهد و مطالبۀ سیمرغ
شیخ عطّار در منطق الطّیر حکایتی دارد که مجموعه کتاب را در برگرفته است. میگوید:
مرغها همه با همدیگر جمع شدند، گفتند: بیاییم با هم برویم بگردیم، سیمرغ را پیدا کنیم؛ هی میگویند که: سیمرغ، سیمرغ، سیمرغ، ما تا به حال سیمرغ را ندیدهایم، بیاییم با هم برویم سیمرغ را پیدا کنیم! نصف بیشتری از این مرغها گفتند که: «این حرف چیست؟! خب، سیمرغ اگر بود، تا حالا دیده میشد! پس حال که دیده نشده، نیست و اصلاً افسانه و خیال است، باطل را از سر خودتان بیرون بیاورید و ما هم اهل این راه نیستیم.»
یک عدّه از مرغها راه افتادند و بر فراز آسمان آمده تا بروند سیمرغ را پیدا کنند. به سبزهزار و آب و چشمهای رسیدند، مقداری از آنها به هوای چشمه و آب و گیاه پایین آمدند و همانجا ماندند. بقیّه به راه خود ادامه دادند؛ عدّهای مثل مرغابی چون به کنار دریا و باتلاق و مردابی رسیدند پایین آمدند. همینطور غازها یکجا پایین آمدند، کرکسها یکجا برای خوردن جیفهها پایین آمدند؛ همینطور اصناف مختلف این مرغها را میشمارد که همه یکجا پایین آمدند.
یک عدّه هم که خیلی جلو رفتند و به اینها اعتناء نکردند، آفتاب گرم تابستان را که دیدند، آنها هم گفتند که: این سفر، سفر خطرناک است و خوف به خودشان غلبه دادند و گفتند که: ما اگر جلو برویم میمیریم و همانجا پایین آمدند.
یک عدّه که فقط سی تا مرغ بودند، اینها رفتند، رفتند، رفتند، رفتند به سر کوه قاف، چون گفته بودند که محلّ سیمرغ سرِ کوه قاف است، رفتند به سرِ کوه قاف نشستند و خواستند سیمرغ را پیدا کنند، این طرف و آن طرف، دیدند که عجیب! خودشان سی تا مرغند، سی تا مرغند و سیمرغ را پیدا کردند.1
تفسیر و تبیینی پیرامون حدیث شریف «مَن عَرَفَ نفسَهُ فَقد عَرفَ ربَّهُ»
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این مطلب به توحید علمی و عینی، ص ٤١ مراجعه شود. (محقّق)
