
عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا
شرایط پیمودن راه پروردگار از نگاه علامه طهرانی
عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا
15حال اگر به انسان بگویند: آقا کجا میروی! این چه کاری است که میکنی؟! چرا تو زاهد شدی؟! تو هم بیا مثل رؤسای دیگر، این کار را بکن، آن کار را بکن، چرا بر عمر خودت غبطه نمیخوری؟ تو اوّل جوانیت است، بیا و در این سمینار و آن سمینار، طرف را بکوب! او از تو مقامش کمتر است، درجهاش کمتر است، یا یک قصر ییلاقی و قشلاقی داشته باش، یا مثلاً الآن فلان ماشین برای تو آماده است، شیطان هم که دائماً میآید جلوه میدهد، خب انسان هم اگر از اینجا خوشش آمد مانده است دیگر.
لزوم رها کردن تعلّقات برای رسیدن به خدا
امّا آن کسی که میخواهد برود قلّۀ کوه، دیگر او که نمیتواند با خودش قالیچۀ ترمه را هم بردارد، رادیو و تلویزیون را هم روی کولش بگذارد، باید خودش را سبک کند، افرادی که کوهپیما هستند، میگویند: اصلاً لباسشان سبکترین لباس است، کفششان سبکترین کفش است و مثلاً غذا با خودشان نمیبرند، آبنبات یا خرما میبرند، که هر وقتی گرسنهشان میشود یک خرما بخورند که قوّهاش زیاد باشد، و الاّ کسی که بخواهد برود قلّۀ کوه، اگر با خودش خورشت فسنجان و کبک و تیهو و مرغ و اینها بردارد که نمیتواند بالای کوه برود و به مقصد برسد.
در مسأله توحید هم همین است، مشکلات هست، به توفیق خدا انسان بایستی که بشکند، باید همّتِ بلند داشت، انسان باید از خدا بخواهد که مشکلات از بین برود. باید توکّل به خدا و توسّل به ائمّه علیهم السّلام و بالأخصّ به حضرت امام زمان حضرت مهدی عَجَّلَ اللَه فَرَجَهُ الشَّریف صاحب مقام ولایت کلیّه و الهیّۀ حضرت حقّ، توسّل بنماید؛ همینطوری که انسان در جلوت و خلوت و خواب و بیداری توجّه به خدا میکند، او هم واسطۀ فیض برای افاضۀ آن انوار است، با توکّل و توسّل به پروردگار و ائمّه موانع از بین میرود.
زید میآید و میگوید: «امشب بیا با هم به فلان مجلس یا شبنشینی یا فلان گعده برویم» که حالا حرام هم نیست، حتماً هم حرام نیست، بلکه حلال هم هست، ولی به درد انسان نمیخورد، جز اتلاف عمر برای او چیزی نیست. باید بگوید که: «آقا! مانعی دارم، نمیتوانم بیایم.»
